parallelized processing
پردازش موازی
parallelized computation
محاسبات موازی
parallelized algorithms
الگوریتمهای موازی
parallelized tasks
وظایف موازی
parallelized execution
اجرای موازی
parallelized code
کد موازی
parallelized systems
سیستمهای موازی
parallelized framework
چارچوب موازی
parallelized environment
محیط موازی
the algorithm was parallelized to improve performance.
الگوریتم برای بهبود عملکرد، موازیسازی شد.
we parallelized the data processing tasks for efficiency.
ما وظایف پردازش داده را برای افزایش کارایی موازیسازی کردیم.
parallelized computations can significantly reduce processing time.
محاسبات موازیشده میتوانند زمان پردازش را به طور قابل توجهی کاهش دهند.
the software supports parallelized execution of multiple threads.
نرمافزار از اجرای موازی چندین رشته پشتیبانی میکند.
he parallelized the workload to optimize resource usage.
او بار کاری را برای بهینهسازی استفاده از منابع موازیسازی کرد.
parallelized simulations allow for faster results in research.
شبیهسازیهای موازیشده امکان دستیابی به نتایج سریعتر در تحقیقات را فراهم میکنند.
they successfully parallelized the rendering process in the application.
آنها با موفقیت فرآیند رندر را در برنامه موازیسازی کردند.
by using parallelized algorithms, we achieved better scalability.
با استفاده از الگوریتمهای موازیشده، ما به مقیاسپذیری بهتری دست یافتیم.
the project was parallelized to meet tight deadlines.
پروژه برای رعایت مهلتهای زمانی سختگیرانه موازیسازی شد.
we need to ensure that the tasks are properly parallelized.
ما باید اطمینان حاصل کنیم که وظایف به درستی موازیسازی شدهاند.
parallelized processing
پردازش موازی
parallelized computation
محاسبات موازی
parallelized algorithms
الگوریتمهای موازی
parallelized tasks
وظایف موازی
parallelized execution
اجرای موازی
parallelized code
کد موازی
parallelized systems
سیستمهای موازی
parallelized framework
چارچوب موازی
parallelized environment
محیط موازی
the algorithm was parallelized to improve performance.
الگوریتم برای بهبود عملکرد، موازیسازی شد.
we parallelized the data processing tasks for efficiency.
ما وظایف پردازش داده را برای افزایش کارایی موازیسازی کردیم.
parallelized computations can significantly reduce processing time.
محاسبات موازیشده میتوانند زمان پردازش را به طور قابل توجهی کاهش دهند.
the software supports parallelized execution of multiple threads.
نرمافزار از اجرای موازی چندین رشته پشتیبانی میکند.
he parallelized the workload to optimize resource usage.
او بار کاری را برای بهینهسازی استفاده از منابع موازیسازی کرد.
parallelized simulations allow for faster results in research.
شبیهسازیهای موازیشده امکان دستیابی به نتایج سریعتر در تحقیقات را فراهم میکنند.
they successfully parallelized the rendering process in the application.
آنها با موفقیت فرآیند رندر را در برنامه موازیسازی کردند.
by using parallelized algorithms, we achieved better scalability.
با استفاده از الگوریتمهای موازیشده، ما به مقیاسپذیری بهتری دست یافتیم.
the project was parallelized to meet tight deadlines.
پروژه برای رعایت مهلتهای زمانی سختگیرانه موازیسازی شد.
we need to ensure that the tasks are properly parallelized.
ما باید اطمینان حاصل کنیم که وظایف به درستی موازیسازی شدهاند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید