parboiled

[ایالات متحده]/ˈpɑːbɔɪl/
[بریتانیا]/ˈpɑrˌbɔɪl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. غذا را به طور جزئی با جوشاندن پخته کردن؛ بیش از حد گرم کردن

عبارات و ترکیب‌ها

parboil vegetables

سرخ کردن سبزیجات

parboil potatoes

سرخ کردن سیب زمینی

parboil rice

سرخ کردن برنج

parboil pasta

سرخ کردن پاستا

parboil beans

سرخ کردن لوبیا

parboil carrots

سرخ کردن هویج

parboil seafood

سرخ کردن غذاهای دریایی

parboil chicken

سرخ کردن مرغ

parboil corn

سرخ کردن ذرت

parboil eggs

سرخ کردن تخم مرغ

جملات نمونه

to parboil the vegetables, start by boiling water.

برای آب‌پز کردن سبزیجات، با جوشاندن آب شروع کنید.

after you parboil the potatoes, you can roast them for a crispy finish.

بعد از آب‌پز کردن سیب‌زمینی‌ها، می‌توانید آن‌ها را برای داشتن بافت ترد، کباب کنید.

it's important to parboil the rice before cooking it fully.

قبل از پخت کامل، آب‌پز کردن برنج مهم است.

she decided to parboil the chicken to reduce cooking time.

او تصمیم گرفت مرغ را آب‌پز کند تا زمان پخت را کاهش دهد.

to enhance the flavor, you should parboil the beans first.

برای افزایش طعم، ابتدا لوبیاها را آب‌پز کنید.

many chefs recommend to parboil pasta before adding it to the sauce.

بسیاری از سرآشپزها توصیه می‌کنند قبل از اضافه کردن آن به سس، پاستا را آب‌پز کنید.

parboiling the carrots makes them easier to sauté later.

آب‌پز کردن هویج باعث می‌شود بعداً سرخ کردن آن آسان‌تر باشد.

to save time, you can parboil the vegetables ahead of time.

برای صرفه‌جویی در زمان، می‌توانید سبزیجات را از قبل آب‌پز کنید.

he learned to parboil the meat to keep it tender.

او یاد گرفت که گوشت را آب‌پز کند تا آن را نرم نگه دارد.

before grilling, it's a good idea to parboil the corn on the cob.

قبل از کباب کردن، ایده خوبی است که ذرت را روی کباب آب‌پز کنید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید