parite

[ایالات متحده]/pəˈraɪti/
[بریتانیا]/pəˈraɪti/

ترجمه

n. اعداد فرد و زوج (ریاضیات)؛ برابری؛ هم‌ارزی؛ شباهت؛ پیрат؛ ترمیت
شکل‌های واژه
جمعparites

جملات نمونه

the bank offers accounts with guaranteed parity between the us dollar and the euro.

بانک حساب‌هایی را ارائه می‌دهد که نسبت بین دلار ایالات متحده و یورو را تضمین می‌کنند.

legislation requires pay parity for all employees regardless of gender.

قانون نسبت برابری حقوق را برای تمام کارکنان بدون توجه به جنسیت الزام می‌کند.

economists discuss the purchasing power parity between the two nations.

اقتصاددان‌ها نسبت برابری قدرت خرید بین دو کشور را مورد بحث قرار می‌دهند.

security forces achieved parity with the rebel groups in terms of weaponry.

نیروهای امنیتی در زمینه سلاح‌ها نسبت برابری با گروه‌های مخالف به دست آورده‌اند.

the network system uses parity bits to check for data transmission errors.

سیستم شبکه از بیت‌های نسبت برای کشف خطا در انتقال داده‌ها استفاده می‌کند.

nurses are demanding wage parity with teachers of similar qualifications.

پرستاران تقاضای برابری حقوق با معلمان با سطح مشابه دانشگاهی را مطرح می‌کنند.

the treaty aims to establish nuclear parity among the superpowers.

این معاهده هدف دارد تا برابری هسته‌ای بین قدرت‌های بزرگ برقرار شود.

we need to reach parity in market share by the end of the fiscal year.

ما نیاز داریم تا در پایان سال مالی به برابری در سهم بازار دست یابیم.

the central bank adjusted interest rates to maintain currency parity.

بانک مرکزی نرخ بهره را تنظیم کرد تا نسبت ارزی حفظ شود.

advocates fought for legal parity for same-sex couples.

مبارزان برای برابری قانونی زوج‌های هم جنس مبارزه کردند.

the new update ensures feature parity across all device platforms.

به‌روزرسانی جدید برابری ویژگی‌ها را در تمام پلتفرم‌های دستگاه تضمین می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید