parlaying

[ایالات متحده]/ˈpɑː.leɪ.ɪŋ/
[بریتانیا]/ˈpɑr.leɪ.ɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. شرط بندی کردن با هر دو سرمایه اصلی و برنده ها؛ افزایش ارزش یا سود

عبارات و ترکیب‌ها

parlaying skills

مهارت های مذاکره

parlaying knowledge

دانش مذاکره

parlaying resources

منابع مذاکره

parlaying contacts

تماس های مذاکره

parlaying opportunities

فرصت های مذاکره

parlaying investments

سرمایه گذاری های مذاکره

parlaying efforts

تلاش های مذاکره

parlaying ideas

ایده های مذاکره

parlaying talent

استعدادهای مذاکره

parlaying success

موفقیت های مذاکره

جملات نمونه

she is parlaying her success into a new business venture.

او موفقیت خود را به یک فرصت تجاری جدید تبدیل می‌کند.

the athlete is parlaying his winnings into a charity fund.

ورزشکار جوایز خود را به یک صندوق خیریه تبدیل می‌کند.

they are parlaying their knowledge into a consulting service.

آنها دانش خود را به یک سرویس مشاوره‌ای تبدیل می‌کنند.

he is parlaying his connections in the industry to secure a job.

او ارتباطات خود در صنعت را برای گرفتن یک شغل استفاده می‌کند.

by parlaying her skills, she was able to get a promotion.

با استفاده از مهارت‌های خود، او توانست ترفیع بگیرد.

the company is parlaying its reputation into international markets.

شرکت شهرت خود را به بازارهای بین‌المللی تبدیل می‌کند.

he is parlaying his experience into a leadership role.

او تجربه خود را به یک نقش رهبری تبدیل می‌کند.

she is parlaying her creativity into a successful art career.

او خلاقیت خود را به یک شغل هنری موفق تبدیل می‌کند.

they are parlaying their resources to launch a new product.

آنها منابع خود را برای راه‌اندازی یک محصول جدید استفاده می‌کنند.

he is parlaying his investments to expand his portfolio.

او سرمایه‌گذاری‌های خود را برای گسترش سبد سرمایه‌گذاری خود استفاده می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید