parleyed

[ایالات متحده]/ˈpɑːliːd/
[بریتانیا]/ˈpɑrliːd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مذاکره; کنفرانس; (Parley) نام خانوادگی; (بریتانیا) Parley
vt. مذاکره کردن; مشورت کردن

عبارات و ترکیب‌ها

parleyed with allies

با متحدان مذاکره کرد

parleyed for peace

برای صلح مذاکره کرد

parleyed over terms

در مورد شرایط مذاکره کرد

parleyed in secret

به طور مخفیانه مذاکره کرد

parleyed at dawn

در سپیده دم مذاکره کرد

parleyed with enemies

با دشمنان مذاکره کرد

parleyed about trade

در مورد تجارت مذاکره کرد

parleyed for aid

برای کمک مذاکره کرد

parleyed on issues

در مورد مسائل مذاکره کرد

جملات نمونه

the leaders parleyed for hours to reach a consensus.

رهبران ساعت‌ها مذاکره کردند تا به توافق برسند.

they parleyed over the terms of the agreement.

آنها در مورد شرایط توافق مذاکره کردند.

the two sides parleyed before the negotiations began.

دو طرف قبل از شروع مذاکرات مذاکره کردند.

during the conflict, they parleyed to avoid further violence.

در طول درگیری، آنها برای جلوگیری از خشونت بیشتر مذاکره کردند.

she parleyed with her colleagues to find a solution.

او با همکاران خود برای یافتن راه حلی مذاکره کرد.

the diplomats parleyed to resolve the crisis.

دیپلمات ها برای حل بحران مذاکره کردند.

they parleyed about the future of the project.

آنها در مورد آینده پروژه مذاکره کردند.

after the game, the coaches parleyed about strategies.

پس از بازی، مربیان در مورد استراتژی ها مذاکره کردند.

the negotiators parleyed late into the night.

مذاکره‌کنندگان تا دیروقت شب مذاکره کردند.

he parleyed with the opposing team to settle differences.

او با تیم مقابل برای حل اختلافات مذاکره کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید