parol

[ایالات متحده]/pəˈrəʊl/
[بریتانیا]/pəˈroʊl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کلمات شفاهی; کلمات شفاهی; درخواست شفاهی; سوخت پارافین
adj. شفاهی; شفاهی; بدون مهر

عبارات و ترکیب‌ها

parol evidence

شهادت لسانی

parol agreement

توافق لسانی

parol contract

قرارداد لسانی

parol testimony

شهادت لسانی

parol privilege

امتیاز لسانی

parol negotiation

مذاکره لسانی

parol representation

اظهار نظر لسانی

parol waiver

سلب مسئولیت لسانی

parol defense

دفاع لسانی

parol understanding

درک لسانی

جملات نمونه

he was released on parol after serving half of his sentence.

او پس از گذراندن نیمی از محکومیت خود، با قرار وثیقه آزاد شد.

the judge granted him parol for good behavior.

قاضی به دلیل رفتار خوب، قرار وثیقه را به او اعطا کرد.

she is on parol and must check in regularly.

او با قرار وثیقه آزاد است و باید به طور منظم مراجعه کند.

parol can be revoked if the conditions are violated.

قرار وثیقه در صورت نقض شرایط می‌تواند لغو شود.

he is trying to find a job while on parol.

او در حالی که با قرار وثیقه آزاد است، سعی می‌کند شغل پیدا کند.

parol allows offenders to reintegrate into society.

قرار وثیقه به مجرمان اجازه می‌دهد تا دوباره وارد جامعه شوند.

they discussed the terms of his parol during the hearing.

آنها در طول جلسه در مورد شرایط قرار وثیقه او بحث کردند.

her parol officer visits her every month.

هر ماه افسر قرار وثیقه او را ملاقات می‌کند.

he completed his community service as part of his parol.

او به عنوان بخشی از قرار وثیقه خود، خدمات اجتماعی خود را انجام داد.

understanding parol regulations is important for compliance.

درک قوانین قرار وثیقه برای رعایت الزامات مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید