paroling

[ایالات متحده]/pəˈrəʊlɪŋ/
[بریتانیا]/pəˈroʊlɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل اعطای آزادی مشروط

عبارات و ترکیب‌ها

paroling process

فرآیند آزادی مشروط

paroling authority

نهاد آزادی مشروط

paroling board

هیئت آزادی مشروط

paroling conditions

شرایط آزادی مشروط

paroling decision

تصمیم آزادی مشروط

paroling eligibility

شرایط احراز صلاحیت آزادی مشروط

paroling hearing

جلسه آزادی مشروط

paroling violation

نقض آزادی مشروط

paroling requirements

الزامات آزادی مشروط

paroling status

وضعیت آزادی مشروط

جملات نمونه

the judge decided on paroling the offender after six months.

قاضی پس از شش ماه تصمیم به قرار دادن متهم در آزادی مشروط گرفت.

paroling individuals can help reduce prison overcrowding.

آزادی مشروط دادن به افراد می‌تواند به کاهش تراکم زندان کمک کند.

she was excited about the possibility of paroling her brother.

او در مورد احتمال آزادی مشروط برادرش هیجان‌زده بود.

the parole board is responsible for paroling inmates.

هیئت آزادی مشروط مسئولیت آزادی مشروط زندانیان را بر عهده دارد.

paroling can provide a second chance for many offenders.

آزادی مشروط می‌تواند فرصت دوباره‌ای را برای بسیاری از متخلفان فراهم کند.

he has been paroling for a year now and is doing well.

او الان یک سال است که در حال آزادی مشروط است و خوب پیش می‌رود.

paroling decisions are based on good behavior in prison.

تصمیمات آزادی مشروط بر اساس رفتار خوب در زندان است.

many factors are considered when paroling an inmate.

هنگام آزادی مشروط یک زندانی، عوامل زیادی در نظر گرفته می‌شود.

paroling can facilitate reintegration into society.

آزادی مشروط می‌تواند ادغام مجدد در جامعه را تسهیل کند.

they are working on paroling inmates with less severe crimes.

آنها در حال کار بر روی آزادی مشروط زندانیان با جرایم کمتر جدی هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید