partitioner

[ایالات متحده]/pɑːˈtɪʃənə/
[بریتانیا]/pɑːrˈtɪʃənər/

ترجمه

n. شخص یا چیزی که چیزی را به قسمت‌ها تقسیم یا جدا می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

disk partitioner

تقسیم‌کننده دیسک

file partitioner

تقسیم‌کننده فایل

logical partitioner

تقسیم‌کننده منطقی

partitioner tool

ابزار تقسیم‌کننده

partitioner software

نرم‌افزار تقسیم‌کننده

partitioner utility

ابزار کاربردی تقسیم‌کننده

partitioner guide

راهنمای تقسیم‌کننده

partitioner options

گزینه‌های تقسیم‌کننده

partitioner settings

تنظیمات تقسیم‌کننده

partitioner interface

رابط کاربری تقسیم‌کننده

جملات نمونه

the partitioner divides the data into smaller segments.

تقسیم‌کننده داده‌ها را به بخش‌های کوچکتر تقسیم می‌کند.

a good partitioner improves system performance.

یک تقسیم‌کننده خوب باعث بهبود عملکرد سیستم می‌شود.

the partitioner is essential for managing large datasets.

تقسیم‌کننده برای مدیریت مجموعه‌های داده بزرگ ضروری است.

we need to configure the partitioner for better efficiency.

ما باید تقسیم‌کننده را برای افزایش کارایی تنظیم کنیم.

the partitioner helps in balancing the load across servers.

تقسیم‌کننده به متعادل کردن بار در سرورها کمک می‌کند.

using a partitioner can simplify data retrieval processes.

استفاده از یک تقسیم‌کننده می‌تواند فرآیندهای بازیابی داده‌ها را ساده کند.

the partitioner allows for parallel processing of tasks.

تقسیم‌کننده امکان پردازش موازی وظایف را فراهم می‌کند.

choosing the right partitioner is crucial for performance tuning.

انتخاب تقسیم‌کننده مناسب برای تنظیم عملکرد بسیار مهم است.

our application uses a custom partitioner for specific needs.

برنامه ما از یک تقسیم‌کننده سفارشی برای نیازهای خاص استفاده می‌کند.

the partitioner can be adjusted based on data characteristics.

می‌توان تقسیم‌کننده را بر اساس ویژگی‌های داده تنظیم کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید