pash

[ایالات متحده]/pæʃ/
[بریتانیا]/pæʃ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. به شدت زدن یا خرد کردن
n. عشق پرشور یا شیفتگی؛ اشتیاق یا شدت
Word Forms
جمعpashes

عبارات و ترکیب‌ها

pash of love

عشق پاش

pash for fashion

پاش برای مد

pash for travel

پاش برای سفر

pash for food

پاش برای غذا

pash for art

پاش برای هنر

pash for music

پاش برای موسیقی

pash for sports

پاش برای ورزش

pash for books

پاش برای کتاب

pash for nature

پاش برای طبیعت

pash for writing

پاش برای نوشتن

جملات نمونه

she decided to pash him on the cheek.

او تصمیم گرفت او را در گونه‌اش بوس کند.

they shared a quick pash before saying goodbye.

آنها قبل از خداحافظی یک بوسه سریع تبادل کردند.

he felt a rush of excitement after their pash.

او بعد از بوسه آنها احساس هیجان کرد.

it was just a friendly pash, nothing more.

فقط یک بوسه دوستانه بود، بیشتر از آن نه.

she blushed after their unexpected pash.

او بعد از بوسه غیرمنتظره آنها سرخ شد.

they both laughed after their silly pash.

آنها بعد از بوسه احمقانه شان هر دو خندیدند.

he leaned in for a quick pash.

او برای یک بوسه سریع خم شد.

that pash changed everything between them.

آن بوسه همه چیز را بین آنها تغییر داد.

she remembered their first pash fondly.

او به یاد آورد که اولین بوسه آنها را با علاقه خاطر داشت.

he was nervous before their first pash.

او قبل از اولین بوسه آنها عصبی بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید