passivated

[ایالات متحده]/ˈpæsɪveɪtɪd/
[بریتانیا]/ˈpæsɪveɪtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. کاهش واکنش‌پذیری یا غیرفعال کردن یک ماده
adj. که تحت فرآیند غیرفعال‌سازی قرار گرفته است

عبارات و ترکیب‌ها

passivated surface

سطح غیرفعال

passivated layer

لایه غیرفعال

passivated metal

فلز غیرفعال

passivated oxide

اکسید غیرفعال

passivated state

حالت غیرفعال

passivated film

فیلم غیرفعال

passivated surface treatment

درمان سطح غیرفعال

passivated substrate

زیرلایه غیرفعال

passivated material

جنس غیرفعال

passivated component

قطعه غیرفعال

جملات نمونه

the metal surface was passivated to prevent corrosion.

سطح فلز برای جلوگیری از خوردگی، غیرفعال شده بود.

passivated layers can enhance the durability of the components.

لایه‌های غیرفعال می‌توانند دوام قطعات را افزایش دهند.

after being passivated, the stainless steel showed improved resistance to rust.

پس از غیرفعال شدن، فولاد ضد زنگ مقاومت بهتری در برابر زنگ زدگی نشان داد.

it is essential to ensure that the surface is properly passivated.

اطمینان از غیرفعال شدن مناسب سطح ضروری است.

passivated metals are often used in harsh environments.

فلزات غیرفعال اغلب در محیط‌های خشن استفاده می‌شوند.

we need to analyze if the passivated layer is uniform.

ما باید بررسی کنیم که آیا لایه غیرفعال یکنواخت است یا خیر.

the passivated surface can significantly reduce maintenance costs.

سطح غیرفعال می‌تواند هزینه‌های نگهداری را به طور قابل توجهی کاهش دهد.

passivated coatings are crucial for the longevity of electronic components.

روکش‌های غیرفعال برای طول عمر قطعات الکترونیکی بسیار مهم هستند.

engine parts must be passivated to ensure optimal performance.

قطعات موتور باید غیرفعال شوند تا از عملکرد بهینه اطمینان حاصل شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید