inactivated

[ایالات متحده]/ɪnˈæktɪveɪtɪd/
[بریتانیا]/ɪnˈæktɪveɪtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. غیرفعال کردن یا جلوگیری از فعالیت

عبارات و ترکیب‌ها

inactivated virus

ویروس غیرفعال

inactivated vaccine

واکسن غیرفعال

inactivated enzyme

آنزیم غیرفعال

inactivated protein

پروتئین غیرفعال

inactivated cell

سلول غیرفعال

inactivated compound

ترکیب غیرفعال

inactivated agent

عامل غیرفعال

inactivated pathway

مسیر غیرفعال

inactivated response

پاسخ غیرفعال

inactivated form

فرم غیرفعال

جملات نمونه

the virus was inactivated by the heat treatment.

ویروس با استفاده از درمان حرارتی غیرفعال شد.

inactivated vaccines are safer for use in children.

واکسن‌های غیرفعال برای استفاده در کودکان ایمن‌تر هستند.

after the procedure, the enzyme was inactivated.

پس از انجام فرآیند، آنزیم غیرفعال شد.

the bacteria were inactivated in the sterilization process.

باکتری‌ها در فرآیند استریل شدن غیرفعال شدند.

inactivated proteins can still elicit an immune response.

پروتئین‌های غیرفعال همچنان می‌توانند پاسخ ایمنی را تحریک کنند.

research shows that inactivated forms of the virus are effective.

تحقیقات نشان می‌دهد که فرم‌های غیرفعال شده ویروس موثر هستند.

inactivated toxins can be used in vaccines.

سموم غیرفعال می‌توانند در واکسن‌ها استفاده شوند.

the laboratory successfully inactivated the pathogen.

آزمایشگاه با موفقیت پاتوژن را غیرفعال کرد.

inactivated cells are often used in laboratory experiments.

سلول‌های غیرفعال اغلب در آزمایش‌های آزمایشگاهی استفاده می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید