pasticcio

[ایالات متحده]/pæˈstɪtʃ.əʊ/
[بریتانیا]/pæˈstɪtʃ.oʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک اثر موسیقی یا هنری که سبک آثار مختلف دیگر را تقلید می‌کند؛ یک ترکیب هنری که از انتخاب‌های مختلف آثار تشکیل شده است

عبارات و ترکیب‌ها

musical pasticcio

پاستیسیو موسیقی

pasticcio of styles

پاستیسیو سبک‌ها

pasticcio opera

اپرا پاستیسیو

artistic pasticcio

پاستیسیو هنری

pasticcio composition

ترکیب پاستیسیو

pasticcio effect

اثر پاستیسیو

pasticcio narrative

روایت پاستیسیو

pasticcio technique

تکنیک پاستیسیو

cultural pasticcio

پاستیسیو فرهنگی

pasticcio mix

مخلوط پاستیسیو

جملات نمونه

his latest novel is a pasticcio of different genres.

رمان جدیدش ترکیبی آشفته از ژانرهای مختلف است.

the artist created a pasticcio using various materials.

هنرمند با استفاده از مواد مختلف یک پاستیچو خلق کرد.

she described her life as a pasticcio of experiences.

او زندگی خود را ترکیبی آشفته از تجربیات توصیف کرد.

the film is a pasticcio of classic movie tropes.

فیلم ترکیبی آشفته از کلیشه‌های فیلم‌های کلاسیک است.

his speech was a pasticcio of quotes and anecdotes.

سخنرانی او ترکیبی آشفته از نقل قول‌ها و داستان‌ها بود.

they served a pasticcio of flavors at the dinner party.

آنها در مهمانی شام ترکیبی آشفته از طعم‌ها سرو کردند.

the book is a pasticcio of historical facts and fiction.

کتاب ترکیبی آشفته از حقایق تاریخی و داستان‌سرایی است.

her playlist is a pasticcio of different music styles.

لیست پخش او ترکیبی آشفته از سبک‌های مختلف موسیقی است.

the dish was a pasticcio of various culinary traditions.

غذا ترکیبی آشفته از سنت‌های آشپزی مختلف بود.

his artwork is a pasticcio that challenges traditional forms.

هنر او یک پاستیچو است که فرم‌های سنتی را به چالش می‌کشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید