pastorates

[ایالات متحده]/ˈpɑːstəˌrət/
[بریتانیا]/ˈpæstərət/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دفتر یا سمت یک کشیش؛ یک گروه از کشیش‌ها؛ وظایف یک کشیش

عبارات و ترکیب‌ها

youth pastorate

خدمات جوانان

senior pastorate

خدمات کشیش ارشد

associate pastorate

خدمات کشیش همکار

pastorate role

نقش در خدمت کشیشی

pastorate duties

وظایف در خدمت کشیشی

pastorate leadership

رهبری در خدمت کشیشی

pastorate training

آموزش در خدمت کشیشی

pastorate community

جامعه در خدمت کشیشی

pastorate service

خدمات در خدمت کشیشی

pastorate support

حمایت در خدمت کشیشی

جملات نمونه

the pastorate requires strong leadership skills.

پاستورات به مهارت‌های رهبری قوی نیاز دارد.

she felt called to the pastorate at a young age.

او در سن جوانی احساس کرد که به پاستورات فراخوانده شده است.

his pastorate lasted for over a decade.

پاستورات او بیش از یک دهه طول کشید.

many people look up to her in the pastorate.

بسیاری از مردم به او در پاستورات احترام می گذارند.

the pastorate can be both rewarding and challenging.

پاستورات می تواند هم سودمند و هم چالش برانگیز باشد.

training for the pastorate involves theological studies.

آموزش برای پاستورات شامل مطالعات الهیاتی می شود.

he decided to pursue a career in the pastorate.

او تصمیم گرفت شغلی را در پاستورات دنبال کند.

the pastorate is a vital role in the community.

پاستورات نقش حیاتی در جامعه است.

she was ordained to the pastorate last year.

او سال گذشته به عنوان پاستور منصوب شد.

they discussed the future of the pastorate during the meeting.

آنها در طول جلسه در مورد آینده پاستورات بحث کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید