pathologic

[ایالات متحده]/ˌpæθəˈlɒdʒɪk/
[بریتانیا]/ˌpæθəˈlɑːdʒɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به مطالعه بیماری؛ ناشی از بیماری؛ غیرمنطقی یا نامعقول؛ خیالی یا مبتنی بر واقعیت نیست؛ غیرعقلانی؛ مربوط به پاتولوژی

عبارات و ترکیب‌ها

pathologic condition

شرایط پاتولوژیک

pathologic process

فرآیند پاتولوژیک

pathologic findings

یافته‌های پاتولوژیک

pathologic anatomy

آناتومی پاتولوژیک

pathologic changes

تغییرات پاتولوژیک

pathologic diagnosis

تشخیص پاتولوژیک

pathologic response

پاسخ پاتولوژیک

pathologic tissue

بافت پاتولوژیک

pathologic behavior

رفتار پاتولوژیک

pathologic study

مطالعه پاتولوژیک

جملات نمونه

the pathologic examination revealed significant abnormalities.

معاینه آسیب‌شناسی نشان‌دهنده ناهنجاری‌های قابل توجه بود.

pathologic conditions can lead to serious health issues.

شرایط آسیب‌شناسی می‌توانند منجر به مشکلات جدی سلامتی شوند.

she has a pathologic fear of spiders.

او ترس آسیب‌شناختی از عنکبوت‌ها دارد.

pathologic changes in the tissue were observed.

تغییرات آسیب‌شناختی در بافت مشاهده شد.

his pathologic behavior raised concerns among his friends.

رفتار آسیب‌شناختی او نگرانی‌ها را در بین دوستانش برانگیخت.

pathologic studies are essential for accurate diagnosis.

مطالعات آسیب‌شناختی برای تشخیص دقیق ضروری هستند.

she was diagnosed with a pathologic condition affecting her joints.

او به دلیل وضعیتی آسیب‌شناختی که مفاصل او را تحت تاثیر قرار داده بود، تشخیص داده شد.

the pathologic report indicated a high risk of cancer.

گزارش آسیب‌شناختی خطر بالای سرطان را نشان داد.

pathologic laughter can be a symptom of a deeper issue.

خنده آسیب‌شناختی می‌تواند علامتی از یک مشکل عمیق‌تر باشد.

understanding pathologic mechanisms is crucial in medicine.

درک مکانیسم‌های آسیب‌شناختی در پزشکی بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید