patronising

[ایالات متحده]/ˈpeɪtrənaɪzɪŋ/
[بریتانیا]/ˈpeɪtrəˌnaɪzɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به کسی به گونه‌ای رفتار کردن که انگار کمتر باهوش یا آگاه است
adj. با رویکردی تحقیرآمیز مشخص می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

patronising tone

حرف‌های متکبرانه

patronising attitude

حرف‌های متکبرانه

patronising remarks

حرف‌های متکبرانه

patronising behavior

رفتار متکبرانه

patronising smile

لبخند متکبرانه

patronising gesture

حرکت متکبرانه

patronising advice

مشاوره متکبرانه

patronising comments

حرف‌های متکبرانه

patronising way

روش متکبرانه

جملات نمونه

his patronising tone made her feel belittled.

لحن تحقیرآمیز او باعث شد احساس حقارت کند.

she found his patronising advice quite annoying.

او نصیحت‌های تحقیرآمیز او را بسیار آزاردهنده یافت.

patronising behavior can damage relationships.

رفتار تحقیرآمیز می‌تواند به روابط آسیب برساند.

he often speaks in a patronising manner to his colleagues.

او اغلب به روشی تحقیرآمیز با همکاران خود صحبت می‌کند.

her patronising smile irritated everyone in the room.

لبخند تحقیرآمیز او همه افراد اتاق را آزار داد.

they dismissed his patronising comments during the meeting.

آنها نظرات تحقیرآمیز او را در طول جلسه نادیده گرفتند.

patronising remarks can undermine a person's confidence.

اظهارات تحقیرآمیز می‌تواند اعتماد به نفس یک فرد را تضعیف کند.

she felt his patronising attitude was uncalled for.

او احساس کرد که رفتار تحقیرآمیز او بی‌دلیل است.

his patronising behavior alienated his friends.

رفتار تحقیرآمیز او دوستانش را از او دور کرد.

it's frustrating when people are so patronising.

وقتی مردم آنقدر تحقیرآمیز هستند، ناامید کننده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید