patted

[ایالات متحده]/pætɪd/
[بریتانیا]/pætɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته استمراری pat؛ به آرامی ضربه زدن؛ ستایش یا تحسین کردن

عبارات و ترکیب‌ها

patted the dog

به سگش دست زد

gently patted

به آرامی دست زد

patted his back

به کمرش دست زد

patted her head

به سرش دست زد

patted the child

به کودک دست زد

patted on shoulder

به شانه دست زد

patted the cat

به گربه دست زد

patted my arm

به بازويم دست زد

patted the table

به میز دست زد

patted the ground

به زمین دست زد

جملات نمونه

she patted the dog gently on its head.

او به آرامی سر سگ را نوازش کرد.

he patted his friend on the back to encourage him.

او دوستش را روی پشتش نوازش کرد تا او را تشویق کند.

the teacher patted the student for a job well done.

معلم دانش آموز را به خاطر انجام کار خوبش نوازش کرد.

she patted the baby to help him fall asleep.

او نوزاد را نوازش کرد تا به او کمک کند بخوابد.

he patted the table to get everyone's attention.

او روی میز کوبید تا توجه همه را جلب کند.

the coach patted the players on their heads after the victory.

مربی پس از پیروزی بازیکنان را روی سرشان نوازش کرد.

she patted her hair to make sure it looked good.

او موهایش را نوازش کرد تا مطمئن شود خوب به نظر می رسد.

he patted the horse to calm it down.

او اسب را نوازش کرد تا آن را آرام کند.

the child patted the cat softly.

کودک به آرامی گربه را نوازش کرد.

she patted herself on the back for completing the project.

او به خاطر اتمام پروژه به خودش افتخار کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید