pattenmaker

[ایالات متحده]/ˈpætənˌmeɪkə(r)/
[بریتانیا]/ˈpætərnˌmeɪkər/

ترجمه

n. سازنده چسب؛ طراح الگو
شکل‌های واژه

جملات نمونه

the skilled patternmaker carefully crafted a new template for the dress.

پارچه‌ساز ماهر به دقت یک الگوی جدید برای کت و شلوار ساخت.

an experienced patternmaker is essential for a successful fashion collection.

یک پارچه‌ساز با تجربه برای موفقیت یک جمعه لباس ضروری است.

she works as a master patternmaker for a luxury brand.

او به عنوان یک پارچه‌ساز ماهر در یک برند لوکس کار می‌کند.

the patternmaker used sharp shears to cut the tissue paper.

پارچه‌ساز از قیچی‌های تیز برای برش کاغذ پارچه استفاده کرد.

automotive companies often employ a precision patternmaker for metal parts.

شرکت‌های خودروسازی اغلب یک پارچه‌ساز دقت‌آمیز را برای قطعات فلزی استخدام می‌کنند.

the assistant watched how the patternmaker pinned the fabric layers.

کمک‌کننده گفتار چگونگی چرخاندن لایه‌های پارچه توسط پارچه‌ساز را دید.

every patternmaker must understand the properties of different grains.

هر پارچه‌ساز باید خصوصیات گوناگون دانه‌ها را بفهمد.

the workshop hired a junior patternmaker to assist with drafts.

گروه کاری یک پارچه‌ساز جوان را استخدام کرد تا در تهیه نسخه‌های اولیه کمک کند.

a talented patternmaker can resolve complex construction issues quickly.

یک پارچه‌ساز ماهر می‌تواند به سرعت مسائل پیچیده ساخت را حل کند.

the patternmaker adjusted the seam allowance for a better fit.

پارچه‌ساز مقدار دوخت را برای تناسب بهتر تنظیم کرد.

digital software has changed the workflow of the modern patternmaker.

نرم‌افزارهای دیجیتال فرآیند کار پارچه‌ساز مدرن را تغییر داده‌اند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید