pattenmakers crafted wooden shoes for peasants in medieval times.
در زمانهای میانهای، ماهران سازنده کفشهای چوبی برای کشاورزان ساخته میکردند.
skilled pattenmakers were essential workers in rainy regions.
سازندههای ماهر کفشهای چوبی در مناطق بارانی کارهای اساسی انجام میدادند.
the pattenmakers' guild regulated the quality of wooden overshoes.
گuild سازندههای کفشهای چوبی کیفیت کفشهای چوبی بالایی را تنظیم میکرد.
pattenmakers used axe and chisel to shape the wooden soles.
سازندههای کفشهای چوبی از چکش و چرک برای شکل دادن به پایههای چوبی استفاده میکردند.
traditional pattenmakers still practice this craft in rural areas.
سازندههای سنتی کفشهای چوبی هنوز این هنر را در مناطق روستایی انجام میدهند.
the pattenmakers' workshop was filled with wood shavings.
گوگر سازندههای کفشهای چوبی با پوستههای چوبی پر بود.
historical pattenmakers often worked in small family workshops.
سازندههای تاریخی کفشهای چوبی اغلب در کارگاههای خانوادگی کوچک کار میکردند.
pattenmakers needed to select durable wood for their products.
سازندههای کفشهای چوبی نیاز داشتند تا چوبی پایدار برای محصولات خود انتخاب کنند.
the trade of pattenmakers declined with the invention of rubber boots.
تجارت سازندههای کفشهای چوبی با اختراع کفشهای لاستیکی کاهش یافت.
modern museums display antique tools used by pattenmakers.
موزههای مدرن ابزارهای باستانی استفاده شده توسط سازندههای کفشهای چوبی نمایش میدهند.
young apprentices learned the pattenmakers' techniques from masters.
شاگردان جوان فنهای سازندههای کفشهای چوبی را از مربیان یاد گرفتند.
the pattenmakers' association held annual meetings in the village.
جمعیت سازندههای کفشهای چوبی جلسات سالانهای در روستا برگزار میکرد.
pattenmakers crafted wooden shoes for peasants in medieval times.
در زمانهای میانهای، ماهران سازنده کفشهای چوبی برای کشاورزان ساخته میکردند.
skilled pattenmakers were essential workers in rainy regions.
سازندههای ماهر کفشهای چوبی در مناطق بارانی کارهای اساسی انجام میدادند.
the pattenmakers' guild regulated the quality of wooden overshoes.
گuild سازندههای کفشهای چوبی کیفیت کفشهای چوبی بالایی را تنظیم میکرد.
pattenmakers used axe and chisel to shape the wooden soles.
سازندههای کفشهای چوبی از چکش و چرک برای شکل دادن به پایههای چوبی استفاده میکردند.
traditional pattenmakers still practice this craft in rural areas.
سازندههای سنتی کفشهای چوبی هنوز این هنر را در مناطق روستایی انجام میدهند.
the pattenmakers' workshop was filled with wood shavings.
گوگر سازندههای کفشهای چوبی با پوستههای چوبی پر بود.
historical pattenmakers often worked in small family workshops.
سازندههای تاریخی کفشهای چوبی اغلب در کارگاههای خانوادگی کوچک کار میکردند.
pattenmakers needed to select durable wood for their products.
سازندههای کفشهای چوبی نیاز داشتند تا چوبی پایدار برای محصولات خود انتخاب کنند.
the trade of pattenmakers declined with the invention of rubber boots.
تجارت سازندههای کفشهای چوبی با اختراع کفشهای لاستیکی کاهش یافت.
modern museums display antique tools used by pattenmakers.
موزههای مدرن ابزارهای باستانی استفاده شده توسط سازندههای کفشهای چوبی نمایش میدهند.
young apprentices learned the pattenmakers' techniques from masters.
شاگردان جوان فنهای سازندههای کفشهای چوبی را از مربیان یاد گرفتند.
the pattenmakers' association held annual meetings in the village.
جمعیت سازندههای کفشهای چوبی جلسات سالانهای در روستا برگزار میکرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید