pauperizing

[ایالات متحده]/ˈpɔːpəraɪz/
[بریتانیا]/ˈpɔːpəraɪz/

ترجمه

vt. کسی را فقیر کردن یا به حالت فقر رساندن

عبارات و ترکیب‌ها

pauperize society

فقررس کردن جامعه

pauperize families

فقررس کردن خانواده‌ها

pauperize individuals

فقررس کردن افراد

pauperize nations

فقررس کردن ملت‌ها

pauperize workers

فقررس کردن کارگران

pauperize communities

فقررس کردن جوامع

pauperize economies

فقررس کردن اقتصادها

pauperize classes

فقررس کردن طبقات

pauperize regions

فقررس کردن مناطق

pauperize populations

فقررس کردن جمعیت‌ها

جملات نمونه

the economic crisis may pauperize many families.

بحران اقتصادی ممکن است بسیاری از خانواده‌ها را ورشکست کند.

uncontrolled spending can pauperize even the wealthiest individuals.

هزینه‌های بی‌روکنشی می‌تواند حتی ثروتمندترین افراد را نیز ورشکست کند.

his poor investments could pauperize him in a matter of months.

سرمایه‌گذاری‌های ضعیف او ممکن است در عرض چند ماه او را ورشکست کند.

many fear that excessive debt will pauperize future generations.

بسیاری می‌ترسند بدهی بیش از حد نسل‌های آینده را ورشکست کند.

without proper financial education, one can easily pauperize themselves.

بدون آموزش مالی مناسب، می‌توان به راحتی خود را ورشکست کرد.

the government's policies may pauperize the working class.

سیاست‌های دولت ممکن است طبقه کارگر را ورشکست کند.

over-reliance on credit can pauperize consumers.

اعتماد بیش از حد به اعتبار می‌تواند مصرف‌کنندگان را ورشکست کند.

his gambling habit could pauperize his entire family.

عادت قمار او می‌تواند کل خانواده‌اش را ورشکست کند.

high medical bills can pauperize even the insured.

هزینه‌های بالای پزشکی می‌تواند حتی بیمه‌شدگان را نیز ورشکست کند.

policies that ignore the poor may pauperize the nation.

سیاست‌هایی که از فقرا غافل می‌شوند ممکن است کشور را ورشکست کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید