pawned items
وسایل گروگی
pawned goods
کالاهای گرو
pawned jewelry
جواهرات گرو
pawned watch
ساعت گرو
pawned possessions
داراییهای گرو
pawned electronics
وسایل الکترونیکی گرو
pawned art
هنر گرو
pawned furniture
مبلمان گرو
pawned collectibles
کلکسیونهای گرو
pawned bike
دوچرخه گرو
he pawned his watch to pay for rent.
او ساعت خود را گروگان گرفت تا اجاره پرداخت کند.
she pawned her guitar to buy groceries.
او گیتار خود را گروگان گرفت تا مواد غذایی بخرد.
they pawned their jewelry for quick cash.
آنها جواهرات خود را برای پول نقد سریع گروگان گرفتند.
after losing his job, he pawned several items.
پس از از دست دادن شغلش، او چندین مورد را گروگان گرفت.
he regretted having pawned his childhood toys.
او پشیمان بود که اسباب بازی های دوران کودکی خود را گروگان گرفته است.
she pawned her engagement ring during tough times.
او در دوران سخت حلقه نامزدی خود را گروگان گرفت.
many people pawn their belongings for quick loans.
بسیاری از مردم وسایل خود را برای وام های سریع گروگان می گیرند.
he was desperate and pawned his laptop.
او ناامید بود و لپ تاپ خود را گروگان گرفت.
she pawned her designer handbag for some cash.
او کیف دستی طراحان خود را برای مقداری پول نقد گروگان گرفت.
after the accident, he pawned his sports equipment.
پس از حادثه، او تجهیزات ورزشی خود را گروگان گرفت.
pawned items
وسایل گروگی
pawned goods
کالاهای گرو
pawned jewelry
جواهرات گرو
pawned watch
ساعت گرو
pawned possessions
داراییهای گرو
pawned electronics
وسایل الکترونیکی گرو
pawned art
هنر گرو
pawned furniture
مبلمان گرو
pawned collectibles
کلکسیونهای گرو
pawned bike
دوچرخه گرو
he pawned his watch to pay for rent.
او ساعت خود را گروگان گرفت تا اجاره پرداخت کند.
she pawned her guitar to buy groceries.
او گیتار خود را گروگان گرفت تا مواد غذایی بخرد.
they pawned their jewelry for quick cash.
آنها جواهرات خود را برای پول نقد سریع گروگان گرفتند.
after losing his job, he pawned several items.
پس از از دست دادن شغلش، او چندین مورد را گروگان گرفت.
he regretted having pawned his childhood toys.
او پشیمان بود که اسباب بازی های دوران کودکی خود را گروگان گرفته است.
she pawned her engagement ring during tough times.
او در دوران سخت حلقه نامزدی خود را گروگان گرفت.
many people pawn their belongings for quick loans.
بسیاری از مردم وسایل خود را برای وام های سریع گروگان می گیرند.
he was desperate and pawned his laptop.
او ناامید بود و لپ تاپ خود را گروگان گرفت.
she pawned her designer handbag for some cash.
او کیف دستی طراحان خود را برای مقداری پول نقد گروگان گرفت.
after the accident, he pawned his sports equipment.
پس از حادثه، او تجهیزات ورزشی خود را گروگان گرفت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید