hypothecated

[ایالات متحده]/haɪˈpɒθɪkeɪtɪd/
[بریتانیا]/haɪˈpɑːθɪkeɪtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. چیزی را به عنوان وثیقه برای یک بدهی وثیقه‌گذاری یا رهن کردن

عبارات و ترکیب‌ها

hypothecated assets

دارایی‌های وثیقه شده

hypothecated loan

وام وثیقه شده

hypothecated property

ملک وثیقه شده

hypothecated funds

صندوق‌های وثیقه شده

hypothecated debt

بدهی وثیقه شده

hypothecated security

سپرده وثیقه شده

hypothecated credit

اعتبار وثیقه شده

hypothecated collateral

تضمین وثیقه شده

hypothecated interest

سود وثیقه شده

hypothecated equity

سهام وثیقه شده

جملات نمونه

the loan was hypothecated against the property.

وام به عنوان وثیقه ای برای ملک وثیقه گذاری شد.

many banks hypothecated assets to secure their loans.

بانک‌های بسیاری دارایی‌ها را به عنوان وثیقه برای تأمین وام‌های خود وثیقه گذاری کردند.

investors often hypothecated their shares to raise funds.

سرمایه گذاران اغلب سهام خود را برای جمع آوری بودجه وثیقه گذاری می کردند.

he hypothecated his car to get a quick loan.

او ماشین خود را وثیقه کرد تا وام سریعی بگیرد.

the company hypothecated its inventory for financing.

شرکت موجودی خود را برای تامین مالی وثیقه گذاری کرد.

they hypothecated their future earnings for the project.

آنها درآمد آینده خود را برای پروژه وثیقه گذاری کردند.

real estate can be hypothecated to obtain better rates.

املاک می توانند وثیقه گذاری شوند تا نرخ های بهتری به دست آورند.

she hypothecated her jewelry to pay for college tuition.

او جواهرات خود را وثیقه کرد تا هزینه تحصیلات دانشگاهی را پرداخت کند.

the contract stated that the assets were hypothecated.

قرارداد بیان می کرد که دارایی ها وثیقه گذاری شده اند.

hypothecated loans can lead to significant risks.

وام های وثیقه گذاری می توانند منجر به خطرات قابل توجهی شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید