payee

[ایالات متحده]/peɪ'iː/
[بریتانیا]/ˌpe'i/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که پرداخت را دریافت می‌کند

جملات نمونه

identify the payee of a cheque

تشخیص پرداخت کننده چک

Excuse me, but how do you spell the name of the payee?

ببخشید، اما چگونه نام پرداخت کننده را می‌نویسید؟

Holder: holder is a person in possession of a commercial paper that is payable at that time either to the order of such person as payee or indorsee or to bearer.

دارنده: دارنده شخصی است که دارای یک سند تجاری است که در آن زمان قابل پرداخت به دستور چنین شخصی به عنوان پرداخت کننده یا واریز کننده یا به حامل است.

The payee must endorse the check before depositing it.

پرداخت کننده باید چک را قبل از واریز امضا کند.

Please provide the payee's name and address for the invoice.

لطفاً نام و آدرس پرداخت کننده را برای فاکتور ارائه دهید.

The payee will receive the payment within 3 business days.

پرداخت کننده ظرف 3 روز کاری وجه را دریافت خواهد کرد.

Make sure to double-check the payee information before submitting the transfer.

قبل از ارسال حواله، حتماً اطلاعات پرداخت کننده را دوباره بررسی کنید.

The payee can choose to receive the funds via bank transfer or check.

پرداخت کننده می‌تواند روش دریافت وجه را از طریق حواله بانکی یا چک انتخاب کند.

The payee's signature is required to confirm receipt of the payment.

برای تایید دریافت وجه، امضای پرداخت کننده مورد نیاز است.

The payee's bank account number is needed for electronic transfers.

برای حواله‌های الکترونیکی به شماره حساب بانکی پرداخت کننده نیاز است.

The payee should keep a record of all payments received for tax purposes.

پرداخت کننده باید سابقه تمام پرداخت‌های دریافتی را برای اهداف مالیاتی نگه دارد.

The payee's information is kept confidential to protect their privacy.

اطلاعات پرداخت کننده به منظور حفظ حریم خصوصی آنها محرمانه نگه داشته می‌شود.

The payee's details were missing from the payment slip, causing a delay in processing.

جزئیات پرداخت کننده در فیش پرداخت وجود نداشت که باعث تاخیر در پردازش شد.

نمونه‌های واقعی

On paydays, he was the payer, and the workers were the payees.

در روزهای پرداخت، او پرداخت کننده بود و کارگران دریافت کننده.

منبع: Pan Pan

The funds went out to over 1,000 unique payees.

پول به بیش از 1000 نفر دریافت کننده منحصر به فرد پرداخت شد.

منبع: American TV series POI: Person of Interest Season 1

A negotiable instrument signal and issued by a depositor who has opened a deposit account and accepted by the bank upon examination and approval, guaranteeing unconditional payment of a certain amount to the payee or holder on a specified date.

یک ابزار قابل انتقال که توسط سپرده گذاری صادر می شود که یک حساب سپرده باز کرده و توسط بانک پس از بررسی و تایید، ضمانت پرداخت غیرمشروط مبلغ مشخصی به پرداخت کننده یا صاحب آن در تاریخ مشخص شده.

منبع: ME

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید