payor

[ایالات متحده]/ˈpeɪə/
[بریتانیا]/ˈpeɪər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کسی که پرداخت می‌کند؛ طرفی که پرداخت می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

primary payor

پرداخت کننده اصلی

secondary payor

پرداخت کننده ثانویه

payor responsibility

مسئولیت پرداخت کننده

payor agreement

توافق پرداخت کننده

payor identification

شناسایی پرداخت کننده

payor mix

ترکیب پرداخت کننده

payor relations

روابط پرداخت کننده

payor contract

قرارداد پرداخت کننده

payor source

منبع پرداخت کننده

payor policy

سیاست پرداخت کننده

جملات نمونه

the payor is responsible for making the payment on time.

پرداخت کننده مسئول انجام پرداخت به موقع است.

in our contract, the payor must provide proof of income.

در قرارداد ما، پرداخت کننده باید مدرک درآمد ارائه دهد.

the payor can choose to pay monthly or annually.

پرداخت کننده می تواند انتخاب کند که به صورت ماهانه یا سالانه پرداخت کند.

it is important to identify the payor in the agreement.

شناسایی پرداخت کننده در توافق نامه مهم است.

the payor's credit history may affect loan approval.

سابقه اعتباری پرداخت کننده ممکن است بر تایید وام تأثیر بگذارد.

we need to verify the payor's identity before processing the payment.

ما باید هویت پرداخت کننده را قبل از پردازش پرداخت بررسی کنیم.

the payor agreed to the terms outlined in the contract.

پرداخت کننده با شرایط ذکر شده در قرارداد موافقت کرد.

as the payor, you have the right to request a refund.

به عنوان پرداخت کننده، شما حق درخواست بازپرداخت را دارید.

the payor must ensure that sufficient funds are available.

پرداخت کننده باید اطمینان حاصل کند که بودجه کافی در دسترس است.

we will notify the payor if there are any changes to the payment schedule.

ما در صورت هرگونه تغییر در برنامه پرداخت، پرداخت کننده را مطلع خواهیم کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید