paygrades

[ایالات متحده]/ˈpeɪˌɡreɪd/
[بریتانیا]/ˈpeɪˌɡreɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک سطح از دستمزد یا پرداخت در یک سازمان، به ویژه در نظامی

عبارات و ترکیب‌ها

paygrade level

سطح رتبه حقوق

higher paygrade

رتبه حقوق بالاتر

paygrade increase

افزایش رتبه حقوق

paygrade range

محدوده رتبه حقوق

current paygrade

رتبه حقوق فعلی

paygrade structure

ساختار رتبه حقوق

paygrade system

سیستم رتبه حقوق

paygrade adjustment

تنظیم رتبه حقوق

paygrade classification

طبقه بندی رتبه حقوق

paygrade comparison

مقایسه رتبه حقوق

جملات نمونه

his paygrade determines his level of responsibility.

درجه حقوقی او تعیین کننده سطح مسئولیت او است.

employees often feel frustrated with their paygrade.

کارمندان اغلب در مورد درجه حقوقی خود احساس نارضایتی می کنند.

she was promoted to a higher paygrade last year.

او سال گذشته به درجه حقوقی بالاتری ارتقا یافت.

understanding your paygrade is essential for career planning.

درک درجه حقوقی شما برای برنامه ریزی شغلی ضروری است.

his paygrade reflects his years of experience.

درجه حقوقی او نشان دهنده سال های تجربه او است.

there are specific benefits associated with each paygrade.

مزایای خاصی با هر درجه حقوقی مرتبط است.

she moved up to a new paygrade after her performance review.

او پس از ارزیابی عملکرد خود به درجه حقوقی جدیدی ارتقا یافت.

negotiating your paygrade can lead to better compensation.

مذاکره در مورد درجه حقوقی شما می تواند منجر به جبران خسارت بهتر شود.

it's important to know the paygrade structure of the company.

دانستن ساختار درجه حقوقی شرکت مهم است.

his current paygrade limits his eligibility for certain projects.

درجه حقوقی فعلی او صلاحیت او را برای شرکت در پروژه های خاص محدود می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید