payoffs

[ایالات متحده]/ˈpeɪ.ɒfs/
[بریتانیا]/ˈpeɪ.ɔfs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نتایج یا پیامدها؛ پرداخت‌ها یا جبران‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

big payoffs

بازدهی‌های بزرگ

high payoffs

بازدهی‌های بالا

quick payoffs

بازدهی‌های سریع

low payoffs

بازدهی‌های پایین

potential payoffs

بازدهی‌های بالقوه

immediate payoffs

بازدهی‌های فوری

future payoffs

بازدهی‌های آینده

net payoffs

بازدهی خالص

expected payoffs

بازدهی مورد انتظار

marginal payoffs

بازدهی حاشیه‌ای

جملات نمونه

the payoffs from this investment are expected to be significant.

بازدهی این سرمایه‌گذاری انتظار می‌رود قابل توجه باشد.

many players are looking for high payoffs in the game.

بسیاری از بازیکنان به دنبال بازدهی بالا در بازی هستند.

she calculated the payoffs before making her decision.

او قبل از تصمیم‌گیری، بازدهی را محاسبه کرد.

the payoffs can vary greatly depending on the strategy used.

بازدهی می‌تواند بسته به استراتژی مورد استفاده بسیار متفاوت باشد.

investors often weigh the risks against the potential payoffs.

سرمایه‌گذاران اغلب خطرات را در برابر بازدهی بالقوه وزن می‌کنند.

understanding the payoffs is crucial for successful trading.

درک بازدهی برای معاملات موفق بسیار مهم است.

she was surprised by the high payoffs from her side business.

او از بازدهی بالای کسب و کار جانبی خود متعجب بود.

the payoffs of hard work are often seen over time.

میوه های کار سخت معمولاً در طول زمان دیده می شوند.

he was focused on maximizing the payoffs of his efforts.

او بر حداکثر کردن بازدهی تلاش های خود متمرکز بود.

in gambling, the payoffs can be unpredictable.

در شرط‌بندی، بازدهی می‌تواند غیرقابل پیش‌بینی باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید