payouts

[ایالات متحده]/'peɪaʊt/
[بریتانیا]/'peaʊt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مقدار پول پرداخت شده یا توزیع شده

عبارات و ترکیب‌ها

payout amount

مبلغ پرداخت

payout date

تاریخ پرداخت

payout process

فرآیند پرداخت

payout ratio

نسبت پرداخت

جملات نمونه

The company made a large payout to its employees.

شرکت مبلغ قابل توجهی را به عنوان پرداخت به کارکنان خود پرداخت کرد.

He received a hefty payout after winning the lottery.

او پس از برنده شدن در لاتاری، مبلغ قابل توجهی دریافت کرد.

The insurance company promised a substantial payout in case of an accident.

شرکت بیمه در صورت بروز حادثه، پرداخت قابل توجهی را قول داد.

She negotiated a higher payout for her work.

او برای کار خود، مبلغ بیشتری را مذاکره کرد.

The settlement included a significant payout to the affected parties.

توافق شامل پرداخت قابل توجهی به طرفین آسیب‌دیده بود.

The athlete's contract guarantees a substantial payout if he wins the championship.

قرارداد ورزشکار تضمین می‌کند که در صورت برنده شدن در مسابقات قهرمانی، مبلغ قابل توجهی پرداخت خواهد شد.

The investors are expecting a generous payout from the successful project.

سرمایه‌گذاران انتظار دارند که از پروژه موفق، پرداخت سخاوتمندانه‌ای دریافت کنند.

The shareholders approved the payout of dividends to the investors.

سهامداران پرداخت سود سهام به سرمایه‌گذاران را تأیید کردند.

The court ordered a large payout to the plaintiff in the lawsuit.

دادگاه دستور پرداخت مبلغ قابل توجهی به خواهان در دادخواست را صادر کرد.

The company's financial report showed a decrease in payouts compared to last year.

گزارش مالی شرکت نشان داد که پرداخت‌ها در مقایسه با سال گذشته کاهش یافته است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید