pecker

[ایالات متحده]/ˈpɛkə/
[بریتانیا]/ˈpɛkər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پرنده‌ای که نوک می‌زند، به‌ویژه دارکوب؛ ابزاری برای ایجاد حفره‌ها، مانند پانچ؛ نوعی ابزار حفر، مانند کلنگ؛ پرنده‌ای که نوک می‌زند، به‌ویژه دارکوب؛ ابزاری برای ایجاد حفره‌ها، مانند پانچ؛ نوعی ابزار حفر، مانند کلنگ؛ پرنده‌ای که نوک می‌زند، به‌ویژه دارکوب؛ ابزاری برای ایجاد حفره‌ها یا نوک زدن؛ نوعی ابزار حفر (مانند کلنگ)؛ اصطلاح عامیانه برای روح یا شجاعت؛ اصطلاح عامیانه برای آلت تناسلی.

عبارات و ترکیب‌ها

woodpecker

چوب‌دنده

pecker head

سرچلغوک

big pecker

چلغوک بزرگ

little pecker

چلغوک کوچک

pecker noise

صدای چلغوک

pecker call

تماس چلغوک

pecker mark

علامت چلغوک

pecker species

گونه چلغوک

pecker behavior

رفتار چلغوک

pecker feeding

تغذیه چلغوک

جملات نمونه

the woodpecker pecked at the tree trunk.

چلغونۀ چوب‌زن در تنه درخت کلاهک زد.

he used a pecker to carve the design into the stone.

او از کلاهک برای حکاکی طرح روی سنگ استفاده کرد.

the pecker of the bird is strong and pointed.

کلاهک پرنده قوی و نوک تیز است.

she heard the pecker tapping on the roof.

او صدای کلاهک را روی سقف شنید.

his pecker was a valuable tool for the job.

کلاهک او ابزار ارزشمندی برای این کار بود.

the pecker made a rhythmic sound as it worked.

کلاهک در حین کار صدایی ریتمیک ایجاد کرد.

they observed the pecker in the wild.

آنها کلاهک را در طبیعت مشاهده کردند.

the pecker is known for its unique behavior.

کلاهک به دلیل رفتار منحصر به فردش شناخته شده است.

he admired the pecker's ability to find insects.

او توانایی کلاهک در یافتن حشرات را تحسین کرد.

the pecker's sound echoed through the forest.

صدای کلاهک در جنگل طنین انداز شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید