pecs

[ایالات متحده]/pɛks/
[بریتانیا]/pɛks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n.(عامیانه) عضلات سینه، به ویژه در بدنسازان یا وزنه‌برداران
Word Forms
جمعpecss

عبارات و ترکیب‌ها

big pecs

سینه های بزرگ

strong pecs

سینه های قوی

defined pecs

سینه های مشخص

chiseled pecs

سینه های تراشیده

muscular pecs

سینه های عضلانی

well-built pecs

سینه های خوش‌فرم

sculpted pecs

سینه های مجسمه ای

toned pecs

سینه های ورزیده

fit pecs

سینه های تناسب اندام

sexy pecs

سینه های جذاب

جملات نمونه

he works out regularly to build his pecs.

او به طور منظم ورزش می‌کند تا عضلات سینه‌اش را تقویت کند.

many bodybuilders focus on their pecs for a well-rounded physique.

بسیاری از بدنسازان بر روی عضلات سینه‌شان برای داشتن اندامی متناسب تمرکز می‌کنند.

she admired his well-defined pecs at the beach.

او عضلات سینه‌ی خوب و خوش‌فرم او را در ساحل تحسین کرد.

exercises like bench press are great for developing pecs.

تمریناتی مانند پرس سینه برای تقویت عضلات سینه‌ای عالی هستند.

he felt proud of his pecs after months of training.

او بعد از ماه‌های تمرین از عضلات سینه‌اش احساس غرور کرد.

many people want to tone their pecs for a better appearance.

بسیاری از مردم می‌خواهند عضلات سینه‌شان را برای داشتن ظاهری بهتر تقویت کنند.

he flexed his pecs to impress his friends.

او برای تحت تاثیر قرار دادن دوستانش عضلات سینه‌اش را نشان داد.

she included push-ups in her routine to strengthen her pecs.

او برای تقویت عضلات سینه‌اش، شنا را در برنامه تمرینی خود قرار داد.

his pecs were sore after an intense workout session.

بعد از یک جلسه تمرین شدید، عضلات سینه‌اش درد می‌کرد.

many fitness classes include exercises targeting the pecs.

بسیاری از کلاس‌های تناسب اندام شامل تمریناتی برای هدف قرار دادن عضلات سینه‌ای هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید