pedate

[ایالات متحده]/ˈpiːdeɪt/
[بریتانیا]/ˈpiːdeɪt/

ترجمه

adj. پا دار یا ساختارهای شبیه پا؛ شبیه پای پرنده

عبارات و ترکیب‌ها

pedate leaves

برگ‌های دنده‌ای

pedate shape

شکل دنده‌ای

pedate structures

ساختارهای دنده‌ای

pedate features

ویژگی‌های دنده‌ای

pedate plants

گیاهان دنده‌ای

pedate foliage

پوشش گیاهی دنده‌ای

pedate patterns

الگوهای دنده‌ای

pedate forms

فرم‌های دنده‌ای

pedate variety

تنوع دنده‌ای

pedate characteristics

ویژگی‌های دنده‌ای

جملات نمونه

the leaves of the plant are pedate in shape.

برگ‌های گیاه به شکل دندانه ای هستند.

some species of ferns have pedate fronds.

برخی از گونه‌های سرخس دارای شاخه‌های دندانه ای هستند.

he described the pedate appearance of the fossil.

او ظاهر دندانه ای فسیل را توصیف کرد.

pedate structures can be found in various plant species.

ساختارهای دندانه ای را می توان در انواع گونه های گیاهی یافت.

the artist used pedate patterns in her design.

هنرمند از الگوهای دندانه ای در طراحی خود استفاده کرد.

botanists study the pedate characteristics of different plants.

گیاه شناسان ویژگی های دندانه ای گیاهان مختلف را مطالعه می کنند.

pedate leaves are often seen in tropical climates.

برگ‌های دندانه ای اغلب در مناطق گرمسیری دیده می شوند.

she drew a pedate illustration for her biology project.

او یک تصویر دندانه ای برای پروژه زیست شناسی خود کشید.

the pedate design of the logo caught everyone's attention.

طراحی دندانه ای لوگو توجه همه را جلب کرد.

in botany, pedate refers to a specific leaf structure.

در گیاه شناسی، دندانه ای به یک ساختار خاص برگ اشاره دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید