digitate leaves
برگهای شاخهای
digitate structure
ساختار شاخهای
digitate appendages
ضمائم شاخهای
digitate form
فرم شاخهای
digitate pattern
الگوی شاخهای
digitate branches
شاخه های شاخهای
digitate tips
سر انگشتی
digitate shapes
شکلهای شاخهای
digitate growth
رشد شاخهای
digitate features
ویژگیهای شاخهای
the plant has digitate leaves that spread outwards.
گیاه دارای برگهای دستهای است که به outwards گسترش مییابند.
he admired the digitate structure of the coral.
او ساختار دستهای مرجان را تحسین کرد.
in biology, digitate refers to finger-like projections.
در زیستشناسی، digitate به معنای زائدههای شبیه انگشت است.
the artist used digitate forms in her sculpture.
هنرمند از فرمهای دستهای در مجسمهسازی خود استفاده کرد.
some species of fungi have digitate fruiting bodies.
برخی از گونههای قارچ دارای بدن میوههای دستهای هستند.
the digitate patterns on the shell are fascinating.
الگوهای دستهای روی صدف جذاب هستند.
he drew a digitate design for the new logo.
او یک طرح دستهای برای لوگوی جدید طراحی کرد.
the digitate appendages help the animal navigate.
ضمائم دستهای به حیوان کمک میکنند تا حرکت کند.
researchers studied the digitate features of the specimen.
محققان ویژگیهای دستهای نمونه را مطالعه کردند.
her fingers moved in a digitate manner while playing the piano.
در حالی که او پیانو مینواخت، انگشتانش به روشی دستهای حرکت میکردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید