digitate

[ایالات متحده]/ˈdɪdʒɪteɪt/
[بریتانیا]/ˈdɪdʒɪteɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای انگشتان یا برآمدگی‌های شبیه انگشت؛ شبیه یا در ساختار انگشت مانند

عبارات و ترکیب‌ها

digitate leaves

برگ‌های شاخه‌ای

digitate structure

ساختار شاخه‌ای

digitate appendages

ضمائم شاخه‌ای

digitate form

فرم شاخه‌ای

digitate pattern

الگوی شاخه‌ای

digitate branches

شاخه های شاخه‌ای

digitate tips

سر انگشتی

digitate shapes

شکل‌های شاخه‌ای

digitate growth

رشد شاخه‌ای

digitate features

ویژگی‌های شاخه‌ای

جملات نمونه

the plant has digitate leaves that spread outwards.

گیاه دارای برگ‌های دسته‌ای است که به outwards گسترش می‌یابند.

he admired the digitate structure of the coral.

او ساختار دسته‌ای مرجان را تحسین کرد.

in biology, digitate refers to finger-like projections.

در زیست‌شناسی، digitate به معنای زائده‌های شبیه انگشت است.

the artist used digitate forms in her sculpture.

هنرمند از فرم‌های دسته‌ای در مجسمه‌سازی خود استفاده کرد.

some species of fungi have digitate fruiting bodies.

برخی از گونه‌های قارچ دارای بدن میوه‌های دسته‌ای هستند.

the digitate patterns on the shell are fascinating.

الگوهای دسته‌ای روی صدف جذاب هستند.

he drew a digitate design for the new logo.

او یک طرح دسته‌ای برای لوگوی جدید طراحی کرد.

the digitate appendages help the animal navigate.

ضمائم دسته‌ای به حیوان کمک می‌کنند تا حرکت کند.

researchers studied the digitate features of the specimen.

محققان ویژگی‌های دسته‌ای نمونه را مطالعه کردند.

her fingers moved in a digitate manner while playing the piano.

در حالی که او پیانو می‌نواخت، انگشتانش به روشی دسته‌ای حرکت می‌کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید