lobate

[ایالات متحده]/ləʊˈbeɪt/
[بریتانیا]/loʊˈbeɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای لوب ها; لوب دار

عبارات و ترکیب‌ها

lobate structure

ساختار لوبات

lobate margin

حاشیه لوبات

lobate leaf

برگ لوبات

lobate outline

طرح لوبات

lobate feature

ویژگی لوبات

lobate form

فرم لوبات

lobate shape

شکل لوبات

lobate projection

پیش‌نمایش لوبات

lobate pattern

الگوی لوبات

lobate edge

لبه لوبات

جملات نمونه

the leaf has a lobate shape that enhances its surface area.

برگ دارای شکلی لوبه است که مساحت سطح آن را افزایش می‌دهد.

some species of fungi display lobate fruiting bodies.

برخی از گونه‌های قارچ دارای بدن میوه‌ای لوبه هستند.

the lobate edges of the shell are characteristic of this mollusk.

لبه‌های لوبه صدف، مشخصه این نرم‌تنان است.

in botany, lobate leaves are often associated with specific climates.

در گیاه‌شناسی، برگ‌های لوبه اغلب با آب و هوای خاص مرتبط هستند.

the lobate structure of the coral provides habitats for marine life.

ساختار لوبه مرجان، زیستگاه‌هایی برای حیات دریایی فراهم می‌کند.

researchers studied the lobate morphology of the bacteria.

محققان مورفولوژی لوبه باکتری‌ها را مطالعه کردند.

the artist used lobate patterns in her abstract painting.

هنرمند از الگوهای لوبه در نقاشی انتزاعی خود استفاده کرد.

lobate features can be seen in various geological formations.

ویژگی‌های لوبه را می‌توان در ساختارهای زمین‌شناسی مختلف مشاهده کرد.

the lobate design of the furniture adds a unique touch to the room.

طراحی لوبه مبلمان، ظاهری منحصر به فرد به اتاق می‌دهد.

understanding lobate structures can help in identifying species.

درک ساختارهای لوبه می‌تواند به شناسایی گونه‌ها کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید