peeing

[ایالات متحده]/ˈpiːɪŋ/
[بریتانیا]/ˈpiːɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل ادرار کردن

عبارات و ترکیب‌ها

peeing outside

ادرار کردن در فضای باز

peeing in public

ادرار کردن در انظار عمومی

peeing quickly

ادرار کردن سریع

peeing too much

خیلی زیاد ادرار کردن

peeing my pants

خیس کردن شلوارم

peeing freely

آزادی ادرار کردن

peeing quietly

به آرامی ادرار کردن

peeing at night

ادرار کردن در شب

peeing on command

ادرار کردن به دستور

جملات نمونه

the dog is peeing on the grass.

سگ روی چمن ادرار می‌کند.

i need to find a bathroom; i really have to pee.

من باید یک دستشویی پیدا کنم؛ واقعاً باید برم دستشویی.

please don't pee on the floor!

لطفاً روی زمین ادرار نکنید!

the cat is peeing in the litter box.

گربه در جعبه خاک ادرار می‌کند.

he was caught peeing in public.

او در حال ادرار در انظار عمومی گیر افتاد.

she took the dog outside to pee.

او سگ را بیرون برد تا ادرار کند.

the baby is peeing in his diaper.

بچه در پوشک خود ادرار می‌کند.

make sure to let your dog out to pee regularly.

مطمئن شوید که سگ خود را به طور منظم بیرون می‌برید تا ادرار کند.

he couldn't hold it and ended up peeing his pants.

او نتوانست خودش را نگه دارد و در نهایت شلوارش را خیس کرد.

after drinking all that water, i'm peeing a lot.

بعد از نوشیدن آن همه آب، زیاد دستشویی می‌روم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید