peeing outside
ادرار کردن در فضای باز
peeing in public
ادرار کردن در انظار عمومی
peeing quickly
ادرار کردن سریع
peeing too much
خیلی زیاد ادرار کردن
peeing my pants
خیس کردن شلوارم
peeing freely
آزادی ادرار کردن
peeing quietly
به آرامی ادرار کردن
peeing at night
ادرار کردن در شب
peeing on command
ادرار کردن به دستور
the dog is peeing on the grass.
سگ روی چمن ادرار میکند.
i need to find a bathroom; i really have to pee.
من باید یک دستشویی پیدا کنم؛ واقعاً باید برم دستشویی.
please don't pee on the floor!
لطفاً روی زمین ادرار نکنید!
the cat is peeing in the litter box.
گربه در جعبه خاک ادرار میکند.
he was caught peeing in public.
او در حال ادرار در انظار عمومی گیر افتاد.
she took the dog outside to pee.
او سگ را بیرون برد تا ادرار کند.
the baby is peeing in his diaper.
بچه در پوشک خود ادرار میکند.
make sure to let your dog out to pee regularly.
مطمئن شوید که سگ خود را به طور منظم بیرون میبرید تا ادرار کند.
he couldn't hold it and ended up peeing his pants.
او نتوانست خودش را نگه دارد و در نهایت شلوارش را خیس کرد.
after drinking all that water, i'm peeing a lot.
بعد از نوشیدن آن همه آب، زیاد دستشویی میروم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید