pees

[ایالات متحده]/piːz/
[بریتانیا]/piːz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

abbr. پیاسترهای ویتنام جنوبی سابق
v. ادرار کردن

عبارات و ترکیب‌ها

baby pees

نوزاد ادرار می‌کند

dog pees

سگ ادرار می‌کند

cat pees

گربه ادرار می‌کند

frequently pees

به طور مکرر ادرار می‌کند

she pees

او ادرار می‌کند

he pees

او ادرار می‌کند

toddler pees

کودک خردسال ادرار می‌کند

quickly pees

به سرعت ادرار می‌کند

often pees

اغراق ادرار می‌کند

my dog pees

سگ من ادرار می‌کند

جملات نمونه

my dog pees on the grass every morning.

سگ من هر روز صبح روی چمن ادرار می‌کند.

she quickly took her puppy outside so it could pee.

او به سرعت توله سگش را بیرون برد تا بتواند ادرار کند.

he always pees before going on a long trip.

او همیشه قبل از رفتن به یک سفر طولانی ادرار می‌کند.

the baby pees in the diaper frequently.

نوزاد اغلب در پوشک خود ادرار می‌کند.

make sure your cat pees regularly to stay healthy.

مطمئن شوید که گربه شما به طور منظم ادرار می‌کند تا سالم بماند.

she noticed that her dog pees only in certain spots.

او متوجه شد که سگش فقط در نقاط خاصی ادرار می‌کند.

he was embarrassed when he accidentally pees in public.

وقتی ناخواسته در ملاء عام ادرار کرد، او خجالت کشید.

the vet said it's normal for puppies to pee often.

دامپزشک گفت که طبیعی است که توله‌ها اغلب ادرار کنند.

during the hike, we had to stop so the dog could pee.

در طول پیاده‌روی، مجبور شدیم توقف کنیم تا سگ بتواند ادرار کند.

he trained his dog to pee on command.

او سگش را آموزش داد تا طبق دستور ادرار کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید