pellicles

[ایالات متحده]/ˈpɛlɪkəl/
[بریتانیا]/ˈpɛlɪkəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک لایه نازک یا فیلم; یک غشاء یا پوست خارجی; یک فیلم نازک که در اپتیک استفاده می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

thin pellicle

پِلِیکُل نازک

pellicle layer

لایه پِلِیکُل

pellicle formation

تشکیل پِلِیکُل

pellicle coating

پوشش پِلِیکُل

gelatinous pellicle

پِلِیکُل ژلاتینی

pellicle surface

سطح پِلِیکُل

pellicle structure

ساختار پِلِیکُل

pellicle thickness

ضخامت پِلِیکُل

pellicle development

توسعه پِلِیکُل

pellicle adhesion

چسبندگی پِلِیکُل

جملات نمونه

the pellicle on the surface of the broth formed a protective layer.

لایه محافظتی روی سطح آبگوشت توسط پوستک تشکیل شد.

during fermentation, a pellicle may develop on the liquid.

در طول تخمیر، ممکن است پوستک روی مایع ایجاد شود.

the pellicle helps to prevent contamination in the culture.

پوستک به جلوگیری از آلودگی در کشتارستان کمک می کند.

we observed a thin pellicle forming on the surface of the wine.

ما یک پوستک نازک در حال تشکیل شدن روی سطح شراب مشاهده کردیم.

a pellicle can indicate the presence of certain bacteria.

پوستک می تواند نشان دهنده وجود باکتری های خاص باشد.

the chef explained how a pellicle affects the flavor of the dish.

سرآشپز توضیح داد که پوستک چگونه بر طعم غذا تأثیر می گذارد.

in brewing, a pellicle can be both a sign of health and spoilage.

در هنگام دم کشیدن، پوستک می تواند هم نشانه ای از سلامتی و هم فساد باشد.

removing the pellicle can enhance the clarity of the beverage.

حذف پوستک می تواند شفافیت نوشیدنی را افزایش دهد.

some cheeses develop a natural pellicle during aging.

برخی از پنیرها در طول فرآیند رسیدن، پوستک طبیعی ایجاد می کنند.

understanding the role of pellicle is crucial in microbiology.

درک نقش پوستک در میکروب شناسی بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید