pelvises

[ایالات متحده]/ˈpɛlvɪsɪz/
[بریتانیا]/ˈpɛlvɪsɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شکل جمع لگن، اشاره به ساختار استخوانی در پایه ستون فقرات

عبارات و ترکیب‌ها

broken pelvises

شکستگی لگن

fractured pelvises

شکستگی لگن

pelvises alignment

تراز لگن

pelvises stability

پایداری لگن

pelvises structure

ساختار لگن

pelvises examination

معاینه لگن

pelvises pain

درد لگن

pelvises support

حمایت لگن

pelvises mobility

تحرک لگن

pelvises therapy

درمان لگن

جملات نمونه

the pelvises of different species vary significantly.

حوضچه‌های گونه‌های مختلف به طور قابل توجهی متفاوت هستند.

pelvises play a crucial role in human anatomy.

حوضچه نقش حیاتی در آناتومی انسان ایفا می‌کند.

doctors often examine pelvises during physical assessments.

پزشکان اغلب حوضچه‌ها را در طول ارزیابی‌های فیزیکی بررسی می‌کنند.

injuries to the pelvises can be quite serious.

آسیب به حوضچه‌ها می‌تواند بسیار جدی باشد.

pelvises can affect posture and movement.

حوضچه‌ها می‌توانند بر وضعیت و حرکت تأثیر بگذارند.

understanding pelvises is important for physical therapy.

درک حوضچه‌ها برای فیزیوتراپی مهم است.

pelvises are involved in childbirth processes.

حوضچه‌ها در فرآیندهای زایمان نقش دارند.

exercises can strengthen the muscles around the pelvises.

ورزش‌ها می‌توانند عضلات اطراف حوضچه‌ها را تقویت کنند.

pelvises can be affected by various medical conditions.

حوضچه‌ها می‌توانند تحت تأثیر شرایط پزشکی مختلف قرار گیرند.

pelvises are often studied in anthropology.

حوضچه‌ها اغلب در مردم‌شناسی مورد مطالعه قرار می‌گیرند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید