penetrably

[ایالات متحده]/ˈpɛnɪtrəblɪ/
[بریتانیا]/ˈpɛnɪtrəblɪ/

ترجمه

adv. به گونه‌ای که می‌توان نفوذ کرد

عبارات و ترکیب‌ها

penetrably clear

به وضوح نفوذپذیر

penetrably deep

به شدت عمیق

penetrably thick

به شدت ضخیم

penetrably dark

به شدت تاریک

penetrably silent

به شدت ساکت

penetrably dense

به شدت متراکم

penetrably vague

به شدت مبهم

penetrably strong

به شدت قوی

penetrably bright

به شدت روشن

penetrably cold

به شدت سرد

جملات نمونه

the fog was so thick that it felt almost penetrably dense.

مه چنان غلیظ بود که تقریباً به طرز نفوذناپذیری متراکم به نظر می رسید.

her gaze was penetrably intense, revealing her deep thoughts.

نگاهش به طرز نفوذناپذیری شدید بود و افکار عمیقش را نشان می داد.

the water was penetrably clear, allowing us to see the fish below.

آب به طرز نفوذناپذیری شفاف بود و به ما اجازه می داد ماهی ها را در زیر ببینیم.

he spoke with a voice that was penetrably soothing.

او با صدایی که به طرز نفوذناپذیری آرامش بخش بود صحبت کرد.

the book was filled with penetrably complex ideas.

کتاب پر از ایده های پیچیده به طرز نفوذناپذیری بود.

her emotions were penetrably displayed on her face.

احساساتش به طرز نفوذناپذیری روی صورتش نمایان بود.

the artist's work was penetrably beautiful, captivating everyone.

هنر نقاش به طرز نفوذناپذیری زیبا بود و همه را مجذوب خود کرد.

his argument was penetrably logical and hard to refute.

استدلال او به طرز نفوذناپذیری منطقی بود و رد آن دشوار بود.

she had a penetrably sharp wit that made everyone laugh.

او باهوشی به طرز نفوذناپذیری تیز داشت که باعث می شد همه بخندند.

the light was penetrably bright, illuminating the entire room.

نور به طرز نفوذناپذیری روشن بود و کل اتاق را روشن کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید