penitently apologized
با پشیمانی عذرخواهی کرد
living penitently
با پشیمانی زندگی میکند
penitently confessed
با پشیمانی اعتراف کرد
penitently seeking
با پشیمانی به دنبال...
penitently returned
با پشیمانی بازگشت
penitently bowing
با پشیمانی تا سجده کرد
penitently waiting
با پشیمانی منتظر میماند
penitently praying
با پشیمانی دعا میکند
penitently reflecting
با پشیمانی فکر میکند
penitently admitting
با پشیمانی اعتراف میکند
he apologized penitently for his careless mistake.
او به طور پشیمانانه برای خطا خود بیدقت عذرخواهی کرد.
she listened penitently to the lecture on ethics.
او به طور پشیمانانه به سخنرانی درباره اخلاق گوش داد.
the child stood penitently in the corner, facing time-out.
کودک به طور پشیمانانه در گوشه ایستاد، با توجه به وقت خروج.
he confessed penitently to the theft, hoping for forgiveness.
او به طور پشیمانانه به جرایم اعتراف کرد، امیدوار به مغفرت.
the team worked penitently to meet the deadline.
تیم به طور پشیمانانه کار کرد تا به مهلت برسد.
she bowed penitently before the shrine, seeking blessings.
او به طور پشیمانانه قبل از معبود خم شد، به دنبال بخشش.
he wrote a penitent letter to his estranged brother.
او یک نامه پشیمانانه به برادر خود که از او فاصله گرفته بود نوشت.
the company issued a penitent statement regarding the product recall.
شرکت یک اعلامیه پشیمانانه در مورد بازگرداندن محصول صادر کرد.
she approached the task penitently, determined to succeed.
او به طور پشیمانانه به کار روی آورد، قصد داشت موفق شود.
he lived a penitent life after realizing his errors.
او پس از درک خطا خود، زندگی پشیمانانه ای زندگی کرد.
the artist painted penitently, reflecting on his past.
هنرمند به طور پشیمانانه نقاشی کرد، به گذشته اش فکر میکرد.
penitently apologized
با پشیمانی عذرخواهی کرد
living penitently
با پشیمانی زندگی میکند
penitently confessed
با پشیمانی اعتراف کرد
penitently seeking
با پشیمانی به دنبال...
penitently returned
با پشیمانی بازگشت
penitently bowing
با پشیمانی تا سجده کرد
penitently waiting
با پشیمانی منتظر میماند
penitently praying
با پشیمانی دعا میکند
penitently reflecting
با پشیمانی فکر میکند
penitently admitting
با پشیمانی اعتراف میکند
he apologized penitently for his careless mistake.
او به طور پشیمانانه برای خطا خود بیدقت عذرخواهی کرد.
she listened penitently to the lecture on ethics.
او به طور پشیمانانه به سخنرانی درباره اخلاق گوش داد.
the child stood penitently in the corner, facing time-out.
کودک به طور پشیمانانه در گوشه ایستاد، با توجه به وقت خروج.
he confessed penitently to the theft, hoping for forgiveness.
او به طور پشیمانانه به جرایم اعتراف کرد، امیدوار به مغفرت.
the team worked penitently to meet the deadline.
تیم به طور پشیمانانه کار کرد تا به مهلت برسد.
she bowed penitently before the shrine, seeking blessings.
او به طور پشیمانانه قبل از معبود خم شد، به دنبال بخشش.
he wrote a penitent letter to his estranged brother.
او یک نامه پشیمانانه به برادر خود که از او فاصله گرفته بود نوشت.
the company issued a penitent statement regarding the product recall.
شرکت یک اعلامیه پشیمانانه در مورد بازگرداندن محصول صادر کرد.
she approached the task penitently, determined to succeed.
او به طور پشیمانانه به کار روی آورد، قصد داشت موفق شود.
he lived a penitent life after realizing his errors.
او پس از درک خطا خود، زندگی پشیمانانه ای زندگی کرد.
the artist painted penitently, reflecting on his past.
هنرمند به طور پشیمانانه نقاشی کرد، به گذشته اش فکر میکرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید