penlight

[ایالات متحده]/ˈpɛnlaɪt/
[بریتانیا]/ˈpɛnlaɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به یک چراغ قوه کوچک
n. یک چراغ قوه کوچک به شکل یک خودکار؛ یک چراغ قوه کوچک (معادل penlite)
Word Forms
جمعpenlights

عبارات و ترکیب‌ها

bright penlight

چراغ قوه کوچک روشن

led penlight

چراغ قوه کوچک LED

small penlight

چراغ قوه کوچک

handheld penlight

چراغ قوه دستی

medical penlight

چراغ قوه پزشکی

penlight flashlight

چراغ قوه کوچک

penlight inspection

چراغ قوه بازرسی

penlight tool

ابزار چراغ قوه

wireless penlight

چراغ قوه کوچک بی‌سیم

penlight battery

باتری چراغ قوه

جملات نمونه

i used a penlight to read in the dark.

من از چراغ قوه دستی برای خواندن در تاریکی استفاده کردم.

the doctor examined my throat with a penlight.

پزشک گلویم را با چراغ قوه دستی معاینه کرد.

she always carries a penlight in her bag.

او همیشه یک چراغ قوه دستی در کیف خود دارد.

during the power outage, we relied on a penlight.

در زمان قطع برق، ما به یک چراغ قوه دستی متکی بودیم.

the teacher used a penlight to point at the board.

معلم از چراغ قوه دستی برای اشاره به تخته استفاده کرد.

he found a penlight in his toolbox.

او یک چراغ قوه دستی در جعبه ابزار خود پیدا کرد.

the penlight was bright enough to light the path.

چراغ قوه دستی به اندازه کافی روشن بود تا مسیر را روشن کند.

she shone the penlight to find her keys.

او چراغ قوه دستی را روشن کرد تا کلیدهایش را پیدا کند.

we need a penlight for the camping trip.

ما برای سفر کمپینگ به یک چراغ قوه دستی نیاز داریم.

the penlight helped us navigate through the cave.

چراغ قوه دستی به ما کمک کرد تا از طریق غار راهنمایی شویم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید