| جمع | penlights |
bright penlight
چراغ قوه کوچک روشن
led penlight
چراغ قوه کوچک LED
small penlight
چراغ قوه کوچک
handheld penlight
چراغ قوه دستی
medical penlight
چراغ قوه پزشکی
penlight flashlight
چراغ قوه کوچک
penlight inspection
چراغ قوه بازرسی
penlight tool
ابزار چراغ قوه
wireless penlight
چراغ قوه کوچک بیسیم
penlight battery
باتری چراغ قوه
i used a penlight to read in the dark.
من از چراغ قوه دستی برای خواندن در تاریکی استفاده کردم.
the doctor examined my throat with a penlight.
پزشک گلویم را با چراغ قوه دستی معاینه کرد.
she always carries a penlight in her bag.
او همیشه یک چراغ قوه دستی در کیف خود دارد.
during the power outage, we relied on a penlight.
در زمان قطع برق، ما به یک چراغ قوه دستی متکی بودیم.
the teacher used a penlight to point at the board.
معلم از چراغ قوه دستی برای اشاره به تخته استفاده کرد.
he found a penlight in his toolbox.
او یک چراغ قوه دستی در جعبه ابزار خود پیدا کرد.
the penlight was bright enough to light the path.
چراغ قوه دستی به اندازه کافی روشن بود تا مسیر را روشن کند.
she shone the penlight to find her keys.
او چراغ قوه دستی را روشن کرد تا کلیدهایش را پیدا کند.
we need a penlight for the camping trip.
ما برای سفر کمپینگ به یک چراغ قوه دستی نیاز داریم.
the penlight helped us navigate through the cave.
چراغ قوه دستی به ما کمک کرد تا از طریق غار راهنمایی شویم.
bright penlight
چراغ قوه کوچک روشن
led penlight
چراغ قوه کوچک LED
small penlight
چراغ قوه کوچک
handheld penlight
چراغ قوه دستی
medical penlight
چراغ قوه پزشکی
penlight flashlight
چراغ قوه کوچک
penlight inspection
چراغ قوه بازرسی
penlight tool
ابزار چراغ قوه
wireless penlight
چراغ قوه کوچک بیسیم
penlight battery
باتری چراغ قوه
i used a penlight to read in the dark.
من از چراغ قوه دستی برای خواندن در تاریکی استفاده کردم.
the doctor examined my throat with a penlight.
پزشک گلویم را با چراغ قوه دستی معاینه کرد.
she always carries a penlight in her bag.
او همیشه یک چراغ قوه دستی در کیف خود دارد.
during the power outage, we relied on a penlight.
در زمان قطع برق، ما به یک چراغ قوه دستی متکی بودیم.
the teacher used a penlight to point at the board.
معلم از چراغ قوه دستی برای اشاره به تخته استفاده کرد.
he found a penlight in his toolbox.
او یک چراغ قوه دستی در جعبه ابزار خود پیدا کرد.
the penlight was bright enough to light the path.
چراغ قوه دستی به اندازه کافی روشن بود تا مسیر را روشن کند.
she shone the penlight to find her keys.
او چراغ قوه دستی را روشن کرد تا کلیدهایش را پیدا کند.
we need a penlight for the camping trip.
ما برای سفر کمپینگ به یک چراغ قوه دستی نیاز داریم.
the penlight helped us navigate through the cave.
چراغ قوه دستی به ما کمک کرد تا از طریق غار راهنمایی شویم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید