penobscot

[ایالات متحده]/pəˈnɒbskət/
[بریتانیا]/pəˈnɑbskət/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عضو از یک قوم اصلی آمریکایی که در دشت رود پنوبسکوت در میانه زندگی می‌کردند؛ زبان الگونکیان قوم پنوبسکوت.
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

penobscot river

رود پنوبسکوت

penobscot bay

کیف پنوبسکوت

penobscot nation

ملت پنوبسکوت

penobscot indians

ایندریان پنوبسکوت

upper penobscot

پنوبسکوت بالا

penobscot language

زبان پنوبسکوت

penobscot county

شهرستان پنوبسکوت

penobscot people

مردم پنوبسکوت

east penobscot

پنوبسکوت شرقی

penobscot tribe

قبله پنوبسکوت

جملات نمونه

the penobscot river flows through central maine, providing habitat for diverse wildlife.

رود پنوبسکوت از مرکز میانه می گذرد و زیستگاهی برای حیات وحشی متنوع فراهم می کند.

the penobscot nation has lived along these waters for thousands of years.

ایتاق پنوبسکوت در این آب‌هایی که از هزاران سال است که در کنار آن‌ها زندگی می‌کنند.

linguists are working hard to preserve the endangered penobscot language.

زبان‌شناسان در حال تلاش برای حفظ زبان پنوبسکوت که در معرض خطر قرار دارد.

penobscot culture emphasizes harmony with nature and respect for the earth.

فرهنگ پنوبسکوت هماهنگی با طبیعت و احترام به زمین را تاکید می‌کند.

the penobscot people have maintained their traditions despite historical challenges.

مردم پنوبسکوت با وجود چالش‌های تاریخی، سنت‌های خود را حفظ کرده‌اند.

artists from the penobscot community create beautiful baskets using traditional techniques.

هنرمندان از جامعه پنوبسکوت با استفاده از فنون سنتی، سبدهای زیبایی می‌سازند.

the penobscot reservation is located near old town in eastern maine.

rezervasyon پنوبسکوت در نزدیکی شهر قدیمی در شرق میانه قرار دارد.

penobscot folklore contains stories about spirits, animals, and the creation world.

میان‌رایش‌های پنوبسکوت داستان‌هایی درباره روح‌ها، حیوانات و جهان ایجاد را شامل می‌شود.

archaeologists have discovered ancient penobscot artifacts throughout the river valley.

آرکیولوژیست‌ها اشیاء باستانی پنوبسکوت را در طول دشت رودخانه کشف کرده‌اند.

the penobscot tribe hosts annual cultural festivals celebrating their heritage.

قبله پنوبسکوت جشنواره‌های فرهنگی سالیانه را برگزار می‌کند که به مناسبت وارث خود است.

penobscot fishermen have traditionally harvested salmon from these productive waters.

صیادان پنوبسکوت به سنت خود از این آب‌های تولیدی سالمون را برداشت می‌کنند.

the penobscot language belongs to the larger algonquian language family.

زبان پنوبسکوت به خانواده زبان‌های الگونکیان بزرگ‌تر تعلق دارد.

penobscot elders pass down wisdom through the ancient tradition of oral storytelling.

بزرگ‌ترین افراد پنوبسکوت از طریق سنت قدیمی روایت شفاهی، دانش را به نسل بعدی منتقل می‌کنند.

the penobscot nation operates its own government with an elected tribal council.

ایتاق پنوبسکوت دولت خود را با یک شورای قبلاً انتخاب شده اداره می‌کند.

penobscot women are renowned for their exceptional weaving and textile skills.

زنان پنوبسکوت به دلیل مهارت‌های غیرمعمول بافت و پارچه‌سازی شناخته شده‌اند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید