penpal

[ایالات متحده]/ˈpenpæl/
[بریتانیا]/ˈpenpæl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که به شخص دیگر نامه می‌نویسد، معمولاً به کشور دیگری، به ویژه کسی که او را تا کنون نمی‌شناسد
شکل‌های واژه
جمعpenpals

جملات نمونه

i found a penpal from japan through an online language exchange website.

من یک همکلاسی از ژاپن را از طریق یک وبسایت تبادل زبان آنلاین پیدا کردم.

my penpal and i have been writing to each other for five years.

همکلاسی من و من به مدت پنج سال به هم نامه می‌نویسیم.

we exchange letters about our daily lives and cultural experiences.

ما نامه‌هایی درباره زندگی روزمره و تجربیات فرهنگی خود را به هم می‌نویسیم.

my penpal is learning english and helps me with my chinese.

همکلاسی من در حال یادگیری انگلیسی است و به من در یادگیری چینی کمک می‌کند.

i look forward to receiving letters from my penpal every month.

من منتظر دریافت نامه‌هایی از همکلاسی من در هر ماه می‌شوم.

we decided to meet in person after years of being penpals.

پس از سال‌ها بودن همکلاسی، تصمیم گرفتیم به طور حضوری با هم دیدار کنیم.

my daughter has a penpal in france who shares her love of art.

دختر من یک همکلاسی در فرانسه دارد که عاشق هنر است و این عشق را با او به اشتراک می‌گذارد.

writing to a penpal is a great way to practice foreign language skills.

نامه نویسی به یک همکلاسی یک روش عالی برای تمرین مهارت‌های زبان خارجی است.

my penpal introduced me to traditional japanese cuisine through our letters.

همکلاسی من با نامه‌های ما من را با غذاهای سنتی ژاپنی آشنا کرد.

the penpal program at school helps students develop international friendships.

برنامه همکلاسی در مدرسه به دانش‌آموزان کمک می‌کند تا دوستانی بین‌المللی پیدا کنند.

i keep all the letters from my penpal in a special box.

من تمام نامه‌هایی که از همکلاسی من دریافت می‌کنم را در یک جعبه ویژه نگه می‌دارم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید