peptized

[ایالات متحده]/ˈpɛp.taɪz/
[بریتانیا]/ˈpɛp.taɪz/

ترجمه

vt. تبدیل به یک محلول کلوئیدی کردن؛ باعث حل شدن شدن

عبارات و ترکیب‌ها

peptize solution

راه‌حل پپتیزه

peptize protein

پپتیزه پروتئین

peptize particles

ذرات پپتیزه

peptize enzymes

آنزیم‌های پپتیزه

peptize mixture

مخلوط پپتیزه

peptize sample

نمونه پپتیزه

peptize culture

کشت پپتیزه

peptize phase

فاز پپتیزه

peptize method

روش پپتیزه

جملات نمونه

the chemist decided to peptize the solution for better stability.

شیمی‌دان تصمیم گرفت برای افزایش پایداری، محلول را پپتیزه کند.

to achieve optimal results, we need to peptize the proteins first.

برای دستیابی به نتایج مطلوب، ابتدا باید پروتئین‌ها را پپتیزه کنیم.

the process of peptizing helps in the formation of smaller particles.

فرآیند پپتیزه کردن به تشکیل ذرات کوچکتر کمک می‌کند.

scientists often peptize materials to enhance their properties.

دانشمندان اغلب مواد را برای افزایش خواصشان پپتیزه می‌کنند.

peptizing the clay improved its workability significantly.

پپتیزه کردن خاک باعث بهبود قابل توجه قابلیت کار آن شد.

the team is working on methods to peptize the composite.

تیم در حال کار بر روی روش‌هایی برای پپتیزه کردن کامپوزیت است.

we will peptize the sample before conducting further tests.

ما قبل از انجام آزمایشات بیشتر، نمونه را پپتیزه خواهیم کرد.

to improve solubility, it is essential to peptize the substance.

برای بهبود حلالیت، پپتیزه کردن ماده ضروری است.

peptizing can lead to better dispersion of particles in the mixture.

پپتیزه کردن می‌تواند منجر به پراکندگی بهتر ذرات در مخلوط شود.

they used a special agent to peptize the organic compounds.

آنها از یک عامل خاص برای پپتیزه کردن ترکیبات آلی استفاده کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید