peracute

[ایالات متحده]/ˌpɜːrəˈkjuːt/
[بریتانیا]/ˌpɜrəˈkjut/

ترجمه

adj. فوق‌العاده شدید یا ناگهانی در شروع (از یک بیماری)

عبارات و ترکیب‌ها

peracute pain

درد بسیار حاد

peracute condition

وضعیت بسیار حاد

peracute reaction

واکنش بسیار حاد

peracute phase

فاز بسیار حاد

peracute episode

حلقه بسیار حاد

peracute symptoms

علائم بسیار حاد

peracute disease

بیماری بسیار حاد

peracute distress

رنج بسیار حاد

peracute inflammation

التهاب بسیار حاد

peracute onset

شروع بسیار حاد

جملات نمونه

her peracute sense of smell helped her detect the gas leak.

حس بویایی فوق‌العاده او به او کمک کرد تا نشت گاز را تشخیص دهد.

the dog has a peracute ability to sense danger.

سگ توانایی فوق‌العاده‌ای در تشخیص خطر دارد.

his peracute observations led to a breakthrough in the research.

مشاهدات فوق‌العاده او منجر به پیشرفت بزرگی در تحقیقات شد.

the peracute response of the athlete impressed the coach.

واکنش فوق‌العاده ورزشکار مربی را تحت تاثیر قرار داد.

she has a peracute understanding of human emotions.

او درک فوق‌العاده‌ای از احساسات انسانی دارد.

the peracute nature of his criticism was hard to ignore.

طبیعت انتقادات فوق‌العاده او قابل نادیده گرفتن نبود.

her peracute insights into the market trends were invaluable.

بینش‌های فوق‌العاده او در مورد روند بازار بسیار ارزشمند بود.

the peracute attention of the audience was evident during the presentation.

توجه فوق‌العاده مخاطبان در طول ارائه آشکار بود.

his peracute wit made him the life of the party.

هوش و ذکاوت فوق‌العاده او باعث شد که او روح مهمانی باشد.

the detective's peracute intuition solved the case quickly.

شهود فوق‌العاده کارآگاه به سرعت پرونده را حل کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید