perambulations

[ایالات متحده]/pə,ræmbju'leiʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک پیاده‌روی آرام یا گردش، به‌ویژه به منظور بررسی یا بازرسی؛ یک پیاده‌روی یا سفر به‌صورت پیاده.

جملات نمونه

Basing on the field perambulation and information collection, 107 typical mines in Liaoning Province were evaluated with Analytic Hierarchy Process.

بر اساس پیمایش میدانی و جمع آوری اطلاعات، 107 معدن معمولی در استان لياونينگ با استفاده از فرآیند سلسله مراتبی تحلیلی ارزیابی شد.

taking a leisurely perambulation in the park

گشت و گذار آرام در پارک

enjoying a peaceful perambulation along the beach

لذت بردن از گشت و گذار آرام در امتداد ساحل

going for a perambulation around the neighborhood

گشت و گذار در اطراف محله

a morning perambulation to start the day

گشت و گذار صبحگاهی برای شروع روز

taking a relaxing perambulation after dinner

گشت و گذار آرامش بخش بعد از شام

a perambulation through the countryside

گشت و گذار در روستای زیبا

a perambulation through the city streets

گشت و گذار در خیابان های شهر

a peaceful perambulation in the forest

گشت و گذار آرام در جنگل

enjoying a perambulation with a friend

لذت بردن از گشت و گذار با یک دوست

a daily perambulation for exercise

گشت و گذار روزانه برای ورزش

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید