perceivable

[ایالات متحده]/pə'si:vəbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. قابل مشاهده یا شناسایی; قادر به درک; قادر به مشاهده; قادر به حس کردن.

جملات نمونه

The changes in the weather were barely perceivable.

تغییرات آب و هوا به سختی قابل مشاهده نبودند.

The difference in taste was barely perceivable.

تفاوت در طعم به سختی قابل مشاهده نبود.

Her improvement in skills was hardly perceivable at first.

بهبود او در مهارت ها در ابتدا به سختی قابل مشاهده نبود.

The shift in attitude was barely perceivable to others.

تغییر نگرش برای دیگران به سختی قابل مشاهده نبود.

The impact of the new policy was barely perceivable in the beginning.

اثر سیاست جدید در ابتدا به سختی قابل مشاهده نبود.

The change in the painting was barely perceivable to the untrained eye.

تغییر در نقاشی برای چشم غیر آموزش دیده به سختی قابل مشاهده نبود.

The shift in focus was barely perceivable to the audience.

تغییر تمرکز برای مخاطبان به سختی قابل مشاهده نبود.

The improvement in air quality was barely perceivable to residents.

بهبود کیفیت هوا برای ساکنان به سختی قابل مشاهده نبود.

The decline in sales was barely perceivable to the company's competitors.

کاهش فروش برای رقبای شرکت به سختی قابل مشاهده نبود.

The impact of the new technology was barely perceivable at first glance.

اثر فناوری جدید در نگاه اول به سختی قابل مشاهده نبود.

نمونه‌های واقعی

The electricity that is perceivable within the physical plane or field is merely a projection of a vast electrical system that you cannot perceive because of the nature and construction of the physical system itself.

برقی که در صفحه یا میدان فیزیکی قابل درک است، صرفاً پروژه‌ای از یک سیستم الکتریکی وسیع است که شما نمی‌توانید آن را به دلیل ماهیت و ساختار سیستم فیزیکی درک کنید.

منبع: The Early Sessions

A few of these could be said to rest midway between matter and immaterial constructions.Some of these cannot be touched, as a table can be touched, and yet are perceivable indirectly within the material world.

برخی از اینها را می‌توان در میان ماده و ساختارهای غیرمادی قرار داد. برخی از اینها قابل لمس نیستند، مانند یک میز که قابل لمس است، اما هنوز در دنیای مادی به طور غیرمستقیم قابل درک هستند.

منبع: The Early Sessions

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید