percusses

[ایالات متحده]/pəˈkʌsɪz/
[بریتانیا]/pərˈkʌsɪz/

ترجمه

v. به آرامی ضربه زدن یا زدن; ضربه زدن یا کوبیدن; انجام معاینه ضربه‌ای

عبارات و ترکیب‌ها

percusses the drum

ضربه می‌زند بر روی طبل

percusses the surface

ضربه می‌زند بر روی سطح

percusses the air

ضربه می‌زند به هوا

percusses the rhythm

ضربه می‌زند به ریتم

percusses with force

با شدت ضربه می‌زند

percusses the notes

ضربه می‌زند به نت‌ها

percusses in time

با ریتم ضربه می‌زند

percusses the beat

ضربه می‌زند به ضرب

percusses the melody

ضربه می‌زند به ملودی

percusses the skin

ضربه می‌زند به پوست

جملات نمونه

the drummer percusses the rhythm perfectly.

درامر به طور کامل ریتم را کوبیده است.

she percusses the table with her fingers.

او با انگشتان خود روی میز می‌کوبد.

the teacher percusses the students' attention.

معلم توجه دانش‌آموزان را جلب می‌کند.

he percusses the notes on the piano.

او نت‌های پیانو را می‌کوبد.

the band percusses during the performance.

گروه در طول اجرا می‌کوبد.

she percusses the beat with her hands.

او با دست‌هایش ضرب را می‌کوبد.

the musician percusses with great skill.

موسیقی‌دان با مهارت فراوان می‌کوبد.

the sound percusses through the hall.

صدا در سالن طنین‌انداز می‌شود.

he percusses the drum to keep time.

او برای حفظ ریتم، بر روی درام می‌کوبد.

they percusses in harmony during practice.

آنها در طول تمرین به هماهنگی می‌کوبند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید