peregrinated

[ایالات متحده]/ˈpɛrɪɡrɪneɪtɪd/
[بریتانیا]/ˈpɛrɪɡrɪneɪtɪd/

ترجمه

v. سفر کرده یا در اطراف گشته

عبارات و ترکیب‌ها

peregrinated journey

سفر زیارتی

peregrinated paths

مسیرهای زیارتی

peregrinated wanderer

گردشگر زیارتی

peregrinated travels

سفر های زیارتی

peregrinated exploration

کاوش های زیارتی

peregrinated routes

مسیرهای زیارتی

peregrinated adventures

ماجراهای زیارتی

peregrinated experiences

تجربیات زیارتی

peregrinated landscapes

مناظر زیارتی

peregrinated destinations

مقاصد زیارتی

جملات نمونه

she peregrinated across europe for six months.

او به مدت شش ماه در سراسر اروپا سفر کرد.

they peregrinated through the mountains, enjoying the scenery.

آنها از میان کوه‌ها عبور کردند و از مناظر لذت بردند.

after graduating, he peregrinated to find himself.

پس از فارغ التحصیلی، او برای یافتن خود سفر کرد.

we peregrinated from city to city, exploring different cultures.

ما از شهری به شهر دیگر سفر کردیم و فرهنگ‌های مختلف را کشف کردیم.

the author peregrinated to gather inspiration for her novel.

نویسنده برای جمع‌آوری الهام برای رمانش سفر کرد.

during summer, they peregrinated along the coast.

در طول تابستان، آنها در امتداد ساحل سفر کردند.

he often peregrinated in search of adventure.

او اغلب به دنبال ماجراجویی سفر می‌کرد.

they peregrinated together, creating unforgettable memories.

آنها با هم سفر کردند و خاطرات فراموش نشدنی ساختند.

she has peregrinated extensively throughout asia.

او به طور گسترده در سراسر آسیا سفر کرده است.

we decided to peregrinate rather than stay at home.

ما تصمیم گرفتیم به سفر برویم به جای اینکه در خانه بمانیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید