migrated

[ایالات متحده]/maɪˈɡreɪtɪd/
[بریتانیا]/maɪˈɡreɪtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. از یک مکان به مکان دیگر حرکت کرده است

عبارات و ترکیب‌ها

migrated data

داده‌های منتقل شده

migrated users

کاربران منتقل شده

migrated files

فایل‌های منتقل شده

migrated systems

سیستم‌های منتقل شده

migrated accounts

حساب‌های منتقل شده

migrated applications

اپلیکیشن‌های منتقل شده

migrated services

سرویس‌های منتقل شده

migrated content

محتوای منتقل شده

migrated projects

پروژه‌های منتقل شده

migrated environments

محیط‌های منتقل شده

جملات نمونه

the birds migrated south for the winter.

پرندگان برای زمستان به سمت جنوب مهاجرت کردند.

many people migrated to the city in search of jobs.

بسیاری از مردم به دنبال کار به شهر مهاجرت کردند.

they migrated to a new country to escape the war.

آنها برای فرار از جنگ به یک کشور جدید مهاجرت کردند.

some species have migrated due to climate change.

برخی از گونه ها به دلیل تغییرات آب و هوایی مهاجرت کرده اند.

she migrated her data to a more secure server.

او داده های خود را به یک سرور امن تر منتقل کرد.

after the flood, many families migrated to safer areas.

پس از سیل، بسیاری از خانواده ها به مناطق امن تر مهاجرت کردند.

the company migrated its operations overseas.

شرکت عملیات خود را به خارج از کشور منتقل کرد.

they migrated their website to a new platform.

آنها وب سایت خود را به یک پلتفرم جدید منتقل کردند.

farmers migrated their livestock to greener pastures.

کشاورزان دام های خود را به مراتع سرسبزتر منتقل کردند.

he migrated his family to a different state for better opportunities.

او خانواده خود را به دلیل فرصت های بهتر به یک ایالت دیگر منتقل کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید