migrated data
دادههای منتقل شده
migrated users
کاربران منتقل شده
migrated files
فایلهای منتقل شده
migrated systems
سیستمهای منتقل شده
migrated accounts
حسابهای منتقل شده
migrated applications
اپلیکیشنهای منتقل شده
migrated services
سرویسهای منتقل شده
migrated content
محتوای منتقل شده
migrated projects
پروژههای منتقل شده
migrated environments
محیطهای منتقل شده
the birds migrated south for the winter.
پرندگان برای زمستان به سمت جنوب مهاجرت کردند.
many people migrated to the city in search of jobs.
بسیاری از مردم به دنبال کار به شهر مهاجرت کردند.
they migrated to a new country to escape the war.
آنها برای فرار از جنگ به یک کشور جدید مهاجرت کردند.
some species have migrated due to climate change.
برخی از گونه ها به دلیل تغییرات آب و هوایی مهاجرت کرده اند.
she migrated her data to a more secure server.
او داده های خود را به یک سرور امن تر منتقل کرد.
after the flood, many families migrated to safer areas.
پس از سیل، بسیاری از خانواده ها به مناطق امن تر مهاجرت کردند.
the company migrated its operations overseas.
شرکت عملیات خود را به خارج از کشور منتقل کرد.
they migrated their website to a new platform.
آنها وب سایت خود را به یک پلتفرم جدید منتقل کردند.
farmers migrated their livestock to greener pastures.
کشاورزان دام های خود را به مراتع سرسبزتر منتقل کردند.
he migrated his family to a different state for better opportunities.
او خانواده خود را به دلیل فرصت های بهتر به یک ایالت دیگر منتقل کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید