perjuries

[ایالات متحده]/ˈpɜːdʒəriz/
[بریتانیا]/ˈpɜrdʒəriz/

ترجمه

n. سوگند دروغ گفتن؛ جرم بیان اظهارات نادرست تحت سوگند

عبارات و ترکیب‌ها

commit perjuries

ارتکاب شهادت‌های دروغ

expose perjuries

افشای شهادت‌های دروغ

prove perjuries

اثبات شهادت‌های دروغ

report perjuries

گزارش شهادت‌های دروغ

investigate perjuries

بررسی شهادت‌های دروغ

defend perjuries

دفاع از شهادت‌های دروغ

admit perjuries

اعتراف به شهادت‌های دروغ

challenge perjuries

چالش شهادت‌های دروغ

reveal perjuries

افشای شهادت‌های دروغ

punish perjuries

مجازات شهادت‌های دروغ

جملات نمونه

he was found guilty of perjuries during the trial.

او به دلیل شهادت دروغین در طول محاکمه گناهکار شناخته شد.

witnesses can be charged with perjuries if they lie under oath.

شهود در صورت دروغگویی تحت سوگند می توانند به دلیل شهادت دروغین مجازات شوند.

the lawyer presented evidence of perjuries committed by the defendant.

وکیل مدارکی مبنی بر شهادت دروغین متهم ارائه داد.

perjuries can severely undermine the justice system.

شهادت دروغین می تواند به طور جدی سیستم عدالت را تضعیف کند.

she admitted to her perjuries after realizing the consequences.

او پس از درک عواقب، به شهادت دروغین خود اعتراف کرد.

the judge warned the jury about the seriousness of perjuries.

قاضی به هیئت منصفه در مورد اهمیت شهادت دروغین هشدار داد.

his perjuries led to a mistrial and a lengthy appeal process.

شهادت دروغین او منجر به رد دادگاه و یک فرآیند تجدید نظر طولانی شد.

they were shocked to learn about the perjuries in the case.

آنها از شنیدن درباره شهادت دروغین در این پرونده شوکه شدند.

perjuries can result in hefty fines and imprisonment.

شهادت دروغین می تواند منجر به جریمه سنگین و زندان شود.

the investigation revealed multiple perjuries in the testimony.

تحقیقات چندین مورد شهادت دروغین در شهادت را نشان داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید