perked

[ایالات متحده]/pɜːkt/
[بریتانیا]/pɜrkt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. فعال یا زنده کردن؛ افزایش ارزش؛ جالب‌تر کردن

عبارات و ترکیب‌ها

perked up

تحریک شد

perked ears

گوش‌هایش ایستاده شد

perked interest

علاقه او برانگیخته شد

perked voice

صدایش با نشاط شد

perked mood

حالت روحی او بهتر شد

perked attention

توجهش جلب شد

perked smile

لبخندش نمایان شد

perked tail

دمش ایستاده شد

perked eyebrows

ابروهایش بالا رفتند

perked spirits

روحش تازه شد

جملات نمونه

she perked up when she heard the good news.

او با شنیدن اخبار خوب سرحال آمد.

his interest perked at the mention of a new project.

با اشاره به یک پروژه جدید، علاقه او بیشتر شد.

the coffee perked me up in the morning.

قهوه من را در صبح سرحال کرد.

she perked her ears at the sound of a familiar voice.

او با شنیدن صدای آشنا، گوش‌هایش را تیز کرد.

his mood perked after receiving compliments.

بعد از دریافت تعریف، حال و هوای او بهتر شد.

the flowers perked up the dull room.

گل‌ها، فضای کسل‌کننده اتاق را دلپذیر کردند.

she perked up when she saw her favorite dessert.

وقتی دسر مورد علاقه اش را دید، سرحال شد.

the music perked everyone up at the party.

موسیقی در مهمانی همه را سرحال کرد.

he perked up during the exciting game.

او در طول بازی هیجان انگیز سرحال شد.

her spirits perked after a long chat with friends.

بعد از یک گپ طولانی با دوستان، روحیه او بهتر شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید