perniciousnesses

[ایالات متحده]/pəˈnɪʃəsnəsɪz/
[بریتانیا]/pərˈnɪʃəsnəsɪz/

ترجمه

n. کیفیتی یا حالتی که مضر، آسیب‌رسان یا مخرب است، به ویژه به روشی ظریف، تدریجی یا پنهانی.

جملات نمونه

the perniciousnesses of systemic racism have been woven into institutional practices for generations.

اثرات مخرب تبعیض سیستماتیک برای نسل‌ها در شیوه‌های سازمانی تنیده شده است.

we must identify the perniciousnesses embedded in corporate culture before they destroy team morale.

ما باید اثرات مخرب تعبیه‌شده در فرهنگ سازمانی را قبل از اینکه روحیه تیم را از بین ببرند، شناسایی کنیم.

the perniciousnesses of misinformation campaigns gradually erode public trust in democratic institutions.

اثرات مخرب کمپین‌های اطلاعات نادرست به تدریج اعتماد عمومی را به نهادهای دموکراتیک تضعیف می‌کند.

historians study how the perniciousnesses of propaganda persisted through multiple regimes.

تاریخ‌نگاران مطالعه می‌کنند که چگونه اثرات مخرب تبلیغات در طول حکومت‌های متعدد ادامه یافته است.

the perniciousnesses of unchecked privilege often remain invisible to those who benefit from them.

اثرات مخرب امتیازات افسارگسیخته اغلب برای کسانی که از آنها بهره‌مند می‌شوند، نامرئی می‌ماند.

she wrote extensively about the perniciousnesses of economic policies that widen the wealth gap.

او به طور گسترده در مورد اثرات مخرب سیاست‌های اقتصادی که شکاف ثروت را گسترش می‌دهند، نوشت.

the perniciousnesses of addictive technologies deserve serious attention from policymakers.

اثرات مخرب فناوری‌های اعتیادآور شایسته توجه جدی سیاست‌گذاران است.

recognizing the perniciousnesses in our own biases is the first step toward personal growth.

تشخیص اثرات مخرب در پیش‌فرض‌های خودمان اولین قدم به سوی رشد شخصی است.

the perniciousnesses of corruption undermine development efforts in many nations.

اثرات مخرب فساد تلاش‌های توسعه را در بسیاری از کشورها تضعیف می‌کند.

environmental scientists link the perniciousnesses of industrial pollution to climate change.

دانشمندان محیط‌زیست اثرات مخرب آلودگی صنعتی را به تغییرات آب و هوایی مرتبط می‌کنند.

the perniciousnesses of peer pressure can lead young people toward harmful behaviors.

اثرات مخرب فشار همسالان می‌تواند جوانان را به سمت رفتارهای مضر سوق دهد.

cultural critics examine the perniciousnesses of beauty standards that damage self-esteem.

منتقدان فرهنگی اثرات مخرب استانداردهای زیبایی که به عزت نفس آسیب می‌رسانند را بررسی می‌کنند.

the perniciousnesses of isolation during the pandemic affected mental health across all age groups.

اثرات مخرب انزوا در طول همه‌گیری بر سلامت روان در همه گروه‌های سنی تأثیر گذاشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید